تبليغاتX
فعالین حقوق بشر و دمکراسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی

روز سه شنبه 31 شهريور حدود 80 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها از ساعت 8:30 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان پاسخگويي مسئولين در مورد بازداشت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.

 

خانواده هاي بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهریور كه نمي دانستند با كدام شعبه بايد تماس بگيرند هنگامي كه از كاركنان دادگاه انقلاب سوال مي كردند در جواب به آنها مي گفتند استعلام رايانه اي بگيريد در صورتي كه نام بازداشتي تاييد شود آنوقت متوجه مي شويد كه با كدام شعبه بايد تماس بگيريد كه همچنان نام هيچ يك از آنها در كامپيوتر دادگاه انقلاب ثبت نشده است و خانواده ها در سرگرداني و بلاتكليفي بسر مي برند .

تعدادي از خانواده ها اعتراض مي كردند كه بعد از 24 ساعت بايد به بازداشتي تفهيم اتهام شود و او بايد با خانواده خود تماس بگيرد شما قوانين خودتان را هم زير سوال مي بريد؟ ما بايد از چه كسي بپرسيم كه عزيزانمان به چه جرمي بازداشت شده اند ؟ به كجا برده شده اند؟

 كاركنان دادگاه انقلاب با برخوردی غیر انسانی به آنها مي گفتند: چنين قانوني در مورد بازداشتي هاي امنيتي وجود ندارد.خيلي نگران هستيد به اداره پيگيري اطلاعات مراجعه كنيد صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه شما اينجاييد كه به ما جواب بدهيد نه اينكه ما را به اين طرف و آن طرف پاس بدهيد .البته نام عده اي از بازداشت شده ها در اداره پيگيري اطلاعات تاييد شده است

از طرفي حدود 40 نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل بخش اداري زندان اوين تجمع كردند و خواهان اطلاع یافتن از مكان نگهداري عزيزانشان بودند كه ماموران مانع ايستادن آنها در مقابل بخش اداري شدند و آنها را مجبور به ايستادن در زير پل كردند .درخواست خانواده ها اين بود كه فقط به آنها بگويند عزيزانشان به زندان اوين منتقل شده يا نه تا بتوانند براي آنها لباس و وسايل مورد نياز را بياورند كه هيچ كس جوابگوي آنها نبود و ماموران به آنها مي گفتند برويد اينجا نايستيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 15:15  توسط   | 

آقای جواد لاری حدودا 51 ساله روز چهارشنبه 25 شهریور ماه ،با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کار ایشان در بازار تهران وی را دستگیر کردند.مامورین وزارت اطلاعات محل کارش را بازرسی کردند و دفتر تلفن او را ضبط کردند.

سپس آنهاهمراه با آقای لاری  به منزل شخصی اش مراجعه کردند و تمامی نقاط خانه را مورد بازرسی قرار دادند.آنها در حین بازرسی وسائل را پخش می کردند و به عمد آنها را تخریب می کردند.مامورین وزارت اطلاعات مقداری زیادی از وسائل شخصی خانواده را ضبط کردند و با خود بردند از جملۀ آنها ؛ مدارک شناسائی،دست چکها،آلبوم عکس خانوادگی،دفترچه تلفن،دست نوشته ها،کتاب و سی دی و موارد دیگر .

مامورین وزارت اطلاعات  از تمامی نقاط خانه فیلم برداری کردند و همچنین از اعضای خانواده اش اقدام به فیلم برداری نمودند.

پس از بازرسی که چند ساعت بطول انجامید .آقای لاری را همراه با وسائل شخصی اش به بند 209 زندان اوین منتقل کردند.

علت دستگیری او را هنوز به خانواده اش اعلام نکردند.از زمان دستگیری تا به حال از وضعیت و شرایط او هیچ خبری در دست نیست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 14:59  توسط   | 

بعد دستگیریهای گسترده در روز 27 شهریورماه که باعث پر شدن بند 209 زندان از دستگیریهای جدید شده است و در سلولهای انفرادی آن بین 3 الی 4 نفر جا داده شده است همچنین تعداد زیادی به سلولهای انفرادی بند 241 و بند سپاه منقل شدند.

از روز شنبه 28 شهریور ماه  تعدادی از زندانیان سیاسی زن و مرد را به دلیل کمبود شدید جا ناچارا از بند 209 به قرنطینه بند 7 و قرنطینه بند زنان منتقل کردند.

زندانیان سیاسی زن که به قرنطینه بند زنان منتقل شدند و تعدادی از آنها نزدیک به 7 ماه در بند مخوف 209 بسر می بردند دیده می شوند. اسامی بعضی از آنها به قرار زیر می باشند؛ دانشجوی زندانی شبنم مددزاده و مهسا نادری،فاطمه ضیائی،عاطفه نبوی ،شیوا نظر آهاری،صغرا غلام نژاد.زندانیان سیاسی در شرایط بسیار بدی قرار داده شده اند . محیط قرنطینه غیر بهداشتی و بسیار کثیف می باشد.وضعیت غذای آن غیر قابل مصرف است. آنها از پوشش کافی برخوردار نیستند و همچنین حداقل امکانات لازم برای استراحت را ندارند.

همچنین تعداد زیادی از زندانیان سیاسی مرد از روز شنبه  ابتدا از بند 209 به بند 240 و سپس به قرنطینه بند  7 زندان اوین منتقل کردند بعضی از آنها نزدیک به 7 ماه است که در بند مخوف 209 زندانی بودند، که اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد ؛ فرزاد مددزاده، حسن طرلانی، حامد یازرلو،مجید دری، ضیاء نبوی،محمد ولی غلام نژادو فرزندش امید غلام نژاد می باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:15  توسط   | 

مادر در آن دیاری که هستی به دیدار احسان برو،تو در آنجا برایش مادری کن،من شرمنده اویم و می دانم درد بی مادری چیست.

خداوند مهر و محبت خود را در پدران و مادران ودیعه گذاشت و محبت والدین محبت خدایست .می دانم شما با مهر ترین و با مهربان ترین ها هستید و مهری که به فرزند عزیز از دست رفته خود دارید در دیگری بار بر من گشوده است.

شاید این آخرین نامه من باشد و نمی دانم که به دست مهربان شما خواهد رسید یانه؟

اما تقاضا می کنم بدانید بهنود که سه سال است در تمام لحظات زندگی خود آرزو می کند تا شما را ببیند و به پایتان بیفتد و بگوید،بخدا آنچه گذاشت در فهمم نبود،بخدا نفهمیدم چه شد ؟ بخدا شرمنده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:14  توسط   | 

روز دوشنبه 30 شهريور ماه بيش از 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها كه اكثرا خانواده بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور بودند در مقابل دادگاه انقلاب دست به تجمع اعتراضی زدند و خواهان آزادي و با خبر شدن از وضعيت عزيزانشان و مكان نگهداري آنها بودند.اسامي اين بازداشت شده ها هنوز از طرف دادگاه انقلاب تاييد نشده .

 

يكي از شيوه هاي دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها عدم تاييد اسامی بازداشت شده ها تا چند روز بعد از بازداشت است كه باعث نگراني و فشار روحي مضاعف روي خلانواده ها مي شود. همچنین شيوه هاي دیگر دادگاه انقلاب براي اذیت و آزار خانواده ها به خصوص مادران اين است كه وقتي مادران براي گرفتن استعلام رايانه اي و تاييد اسم فرزند خود به عنوان بازداشتي به دادگاه انقلاب مراجعه مي كند و شناسنامه خود را ارائه مي دهند دادگاه انقلاب شناسنامه مادر را قبول نمي كند و مي گويد بايد شناسنامه پدر بازداشتي و يا شناسنامه خود بازداشتي ارائه شود در صورتي نام بازداشت شده به عنوان فرزند در شناسنامه مادر ثبت شده است .و با توجه به مسافت هاي طولاني در تهران مادران مجبور هستند با نگراني به خانه بر گردند و روز بعد با شناسنامه پدر و يا خود بازداشتي مراجعه كنند تا جوابي دريافت كنند. امروز به خانواده بازداشتي هاي جديد گفته مي شد برويد خانه اينجا هيچ كاري نمي توانيد بكنيدو بدین طریق ازپاسخگویی به خانواده ها خوداری می کردند .

 

 تعدادي ديگر از اين خانواده ها به زندان اوين مراجعه کردند تا شايد اسامي بازداشت شده ها در آنجا اعلام شود كه آنجا هم اسامي هيچ كدام از بازداشتي ها تاييد نشد تعدادي از اين بازداشت شده ها بعد از دستگيري با خانواده خود تماس گرفته اند و خيلي كوتاه خبر دستگيري خود را بدون گفتن مكان نگهداري اعلام كرده اند.كه عدم اطلاع خانواده ها از مكان نگهداري عزيزانشان باعث فشار روحی و بلاتكليفي خانواده ها شده است.عدم اعلام محل بازداشت آنها باعث نگرانی شدید خانواده ها است که آنها در بازداشتگاههای مخفی ولی فقیه تحت شکنجه های جسمی ،جنسی و روحی قرار گیرند که تا به حال شواهد قاطع و گزارشهای متعددی از طرف قربانیان انتشار یافته است.

 

از طرفي امروز در سالن ملاقات زندان اوين حدود 60 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها تجمع كردند و خواستار ملاقات با عزيزان خود بودند كه به تعدادي از خانواده بازداشت شده هاي قديم ملاقات كابيني داده شد اما با توجه به عدم تاييد نام بازداشت شده هاي روز جمعه 27 شهريور در زندان اوين به اين خانواده ها گفته شد چنين اشخاصي را به عنوان بازداشتي در اينجا نداريم  كه صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه عزيزانمان را شما بازداشت كرديد اگر اينجا نيستند كجا بايد به دنبال آنها بگرديم كه مسئولين زندان اوين تنها جوابي كه دادند مراجعه خانواده ها به  به دادگاه انقلاب بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 20:12  توسط   | 

در راستای موج جدید یورشها  فشارها ، اذیت و آزارها و محدودیتها علیه  زندانیان سیاسی بی دفاع  بند 4 زندان گوهردشت که بلا وقفه ادامه دارد. پاسداران حفاظت و اطلاعات ولی فقیه علی خامنه ای   به اعمال غیر انسانی خود علیه زندانیان سیاسی ادامه می دهند . روز سه شنبه 24 شهریور ماه با یورش مامورین حفاظت و اطلاعات به سلول زندانی سیاسی افشین بایمانی،  او را با رفتاری وحشیانه و غیر انسانی  از سلول خارج کردند و به سلولهای انفرادی( سگ دونی) بند 1 معروف به بند آخر خطیهامنتقل کردند. این یورش توسط کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس  معاون حفاظت واطلاعات و تعدادی از پاسدارهای آنها صورت گرفت. کرمانی و فرجی نژاد از شکنجه گران قصی قلب و جنایتکاری هستند که زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را هدف جنایتهای خود قرار میدهند.در حال حاضر آقای بهروز جاوید طهرانی و منصور اسالو در بند 1  بسر می برند که در روزهای اخیر شاهد درگیریهای خونین بود.

 زندانیان که به سلولهای انفرادی که پاسدار بندها به آنها سگ دونی می گویند منتقل می شوند تحت شکنجه های جسمی طاقت فرسایی قرار می گیرند که از جملۀ آنها ؛ شکنجه با انواع باتونها و همچنین باتون برقی برای مدت طولانی و بصورت متناوب، مدتها با دستبند از پشت و پابند در سلول رها کردند، 2 بار در طی 24 ساعت حق استفاده از سرویس بهداشتی ،به حداقل رساندن غذای زندانی ،عدم استحمام به مدت طولانی، از دارو و درمان محروم کردن زندانی ،قطع تمامی ارتباطات او با خانواده و موارد متعدد دیگر.

از طرفی دیگر زندانیان سیاسی را که در یک سلول هستند از هم جدا می کنند  و به حسینیه بند منتقل می کنند که تا به حال آقایان حمید و اصغر بنازاده را به حسینیه بند منتقل کردند و فشارها و تهدیدات علیه سایر  زندانیان سیاسی برای جدا کردن آنها شدت یافته است همچنین زندانی سیاسی منصور رادپور تحت فشار و تهدید قرار دارد که باید به حسینیه بند برود.حسینیه بند به هر لحاظی دارای شرایط بسیار بدی است که از جملۀ آنها ؛ چند برابر ظرفیت حسینیه زندانی در آن قرار داده اند و زندانی بصورت کتابی کنار هم استراحت می کنند و فضای تحرک از آنها سلب شده است،وضعیت بهداشتی آن اسف بار است و شپش و سایر جانوران در آن بی داد می کند و فاقد هرگونه امکانات است . زندانیان زمین خواب هستند و تعدادی  از آنها از افراد خطرناک و معتاد می باشند. با جدا کردن زندانیان سیاسی از هم آنها را در معرض حملات باندهای مافیایی که توسط پاسداران مسئول زندان هدایت می شوند و هم جان آنها را در معرض خطر جدی قرار میدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 15:42  توسط   | 

روز چهارشنبه 25 شهريور ماه  در حدود 60 نفر از خانواده بازداشت شده ها از صبح ساعت 9:20 در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان آزادي عزيزانشان بودند. وهر از چند گاهي وارد دادگاه انقلاب مي شدند و با دفتر حسن حداد وحيدري فر تماس مي گرفتند تا ببينند آيا كفالت و وثيقه براي عزيزانشان اعلام شده يا نه .

تعدادي از مادران با عصبانيت به منشي دفتر حسن حداد و حيدري فر مي گفتند پس چي شد قرار بود بازداشت شده ها را قبل از ماه رمضان آزاد كنيد ماه رمضان هم تمام شد و دريغ از ملاقات چه برسد به آزادي، من يك مادرم، دروغ تحويلم ندهيد از شما مي پرسم چرا فرزندم را آزاد نمي كنيد ؟ چرا نمي گذاريد حتي او را ببينم ؟به من مادر صادقانه جواب بدهيد.صداي برخي از مادران آنقدر بالا مي رفت كه منشي دفتر حيدري فر بدون دادن پاسخي به آنها تلفن را قطع مي كرد .

خانواده ها بعد از هر تماس در بيرون از دادگاه انقلاب  در کنار هم مي ايستادند و با نگراني به همدیگر مي گفتند چند دادگاه ديگر بايد تشكيل شود تا آنها را آزاد كنند ؟ ولی به همدیگر همچنین می گفتند تا آزادی آخرین نفر از عزیزانمان از پیگیری آنها باز نخواهیم ایستاد و به تلاشهای خود ادامه خواهیم داد. برخوردها غیر انسانی و جوابهای منفی و سربالای  دادگاه انقلاب و زندان اوین که به ما می دهند ما را مایوس و نا امید نخواهد کرد و از تلاشهای ما نخواهد کاست.

همچنین تعدادی از خانواده ها در مقابل زندان اوین تجمع کردند و خواستار ملاقات با عزیزان خود و آزادی آنها شدند.تجمع خانواده ها که از صبح شروع می شود گاها تا پایان روز ادامه می یابد.تعدادی از مادران و پدران که دچار بیماریهای مختلفی هستند از جمله ناراحتی حاد عاسم و به سختی نفس می کشند ناچارا ساعتها در انتظار بمانند تا شاید بتوانند  خبری از وضعیت عزیزانشان بگیرند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:20  توسط   | 

خانم مهین شادپور 68 ساله مادر حسین توکلی برازجانی که در زیر شکنجه در آگاهی شاپور به قتل رسیده و فرزند دیگر او عباس توکلی برازجانی که در حال حاضر در بند 6 زندان گوهردشت بصورت بلاتکلیف بسر می برد.پس از افشای قتل فرزندش در رسانه ها و ارسال گزارش آن به سازمانهای حقوق بشری تهدیدات و فشارهای مامورین آگاهی بر این خانواده شدت یافت.مامورین آگاهی با تماسهای تلفنی ممتد ابتدا ایشان را تهدید می کردند که مسئله قتل فرزندش را نباید پیگیری کند در غیر اینصورت برای فرزند دیگرش که در زندان بسر می برد حکم اعدام صادر خواهند کرد و همچنین جان سایر اعضای خانواده بخصوص دختران جوان را به خطر خواهد انداخت و باعث ناپدید شدن آنها خواهد شد.

پس از تهدیدات و یک جنگ روانی که بصورت تلفنی و یا مراجعه حضوری  افراد موتور سوار به  منزل آنها صورت می گرفت  آنها را تحت فشار قرار دادند که در قبال قتل فرزندشان سکوت کنند. تا اینکه خانم شادپور را روز چهارشنبه 18 شهریور ماه به آگاهی شاپور فراخواندند. خانم شادپور توسط سرگرد پاسدار نریمانی همراه با 3 نفر دیگر ایشان را برای چند ساعت مورد بازجوئی و تهدید و فشار قرار دادند. سرگرد پاسدار نریمانی با تهدید خطاب به خانم شادپور گفت: این یکی را هم اعدام می کنیم،سرو صداش را در نیاور اولا به جائی نمی رسید،وقت تلف کردنه ،کسی به شما گوش نمی کنه و در ضمن بقیه هم را به خطر میاندازی.نریمانی در پایان تهدیدات و فشارها برگه ای را در مقابل خانم شادپور قرار داد و از او برای پیشگیری از اتفاقات بعدی باید این را امضاء کنید .  در این برگه نوشته شده است که فرزندش حسین (امیر) توکلی برازجانی 33 ساله بصورت طبیعی فوت نموده است و از هیچ کسی شکایتی ندارد.ابتدا با مخالفت خانم شاپور مواجه شد ولی نریمانی خانم شادپور را تهدید به بازداشت کرد و به او گفت: در صورت عدم امضاء این برگه شما را هم بعنوان تبانی با فرزندانت بازداشت می کنیم و حکم آن را داریم. که نهایتا او را وادرا به امضاء آن برگه نمودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 18:23  توسط   | 

حوالی ساعت 02:30 بامداد روزیکشنبه 22 شهریور ماه یک درگیری خونین در بند 1 که معروف به بند آخر خطیها است روی داد.در حدود 30 زندانی در اثر این درگیریهای  خونین زخمی شدند. گفته می شود که حال 9 نفر از آنها وخیم  و در معرض خطر جدی قرار داشتند که  به بیمارستانهای خارج از زندان منتقل شدند.نام یکی از کسانی که گفته می شود در آستانه مرگ و بعضی از گزارشات حاکی از مرگ وی است زندانی موسی ملکی است.

بند1 که معروف به بند آخر خطیها است بندی است که زندانیان سیاسی و سایر زندانیان  را برای شکنجه های جسمی و روحی به آنجا منتقل می کنند. این بند دارای شرایط قرون وسطائی است و به منظور شکنجه کردن زندانیان بکار برده می شود . همچنین دارای باندهای مافیایی که در پخش و فروش مواد مخدر و حذف فیزیکی زندانیان معترض نقش دارند.  آنها زیر نظر علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان و کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس و معاون حفاظت و اطلاعات و خادم رئیس بند 1 عمل می کنند. البته افراد نامبرده فوق خود شخصا زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را تهدید به انتقال به بند 1 و حذف فیزیکی آنها نموده اند.

در حاضر 2 زندانی سیاسی در این بند بسر می برند آقای منصور اسالو و بهروز جاوید طهرانی می باشند. آقای جاوید طهرانی بارها تحت شکنجه های وحشیانه جسمی قرار گرفت و چندین ماه است که در شرایط طاقت فرسایی در این بند بسر می برد.

لازم به یادآوری است که تمامی نقاط این بند با دوربینهای مدار بسته تحت کنترل پاسداربندها است از جمله سرویسهای بهداشتی  آن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 19:18  توسط   | 

در هفته های اخیر تهدیدات، فشارها ، اذیت وآزاره و محدویتها زیادی علیه زندانیان سیاسی بند 4 زندان گوهردشت بکار برده شده است و شرایط سخت و قرون وسطائی را بر زندانیان سیاسی تحمیل کرده اند.تقریبا بطور روزانه بر تعداد زندانیان این بند افزوده می شود بطوریکه چند برابر ظرفیت سلولها زندانی در آن جای داده اند همچنین حسینیه این بند مملو از زندانی است و زندانیان هنگام استراحت امکان تحرک ندارند ،بخاطر نبود فضای کافی زندانیان ناچار هستند که در کلیدورهای بند 4 استراحت کنند.علیرغم افزایش چند برابر زندانیان ولی در امکانات اولیه آن تغییری ایجاد نشده است.

یورش به سلولهای زندانیان سیاسی مورد اهانت و ضرب وشتم قرار دادند آنها  و تخریب و پخش حداقل وسائل زندانیان سیاسی که توسط خانواده ها تامین شده است. این وسائل پس از عبور از فیلترحفاظت اطلاعات زندان بعضا در اختیار زندانیان سیاسی قرار می گیرد.

 انتقال زندانیان سیاسی به بند 1 معروف به بند آخر خطیها و تحت شکنجه قرار دادن آنها .در حال حاضر زندانیان سیاسی منصور اسالو و بهروز جاوید طهرانی در این بند بسر می برند . آقای جاوید طهرانی ماهها است که در این بند زندانی است و بارها تحت شکنجه های جسمی قرار گرفته است.

تهدیدات کرمانی و نبی الله فرج نژاد رئیس حفاظت و اطلاعات زندان مبنی بر انتقال زندانیان سیاسی  به بند 1 و حذف فیزیکی آنها تا به حال چندین بار آقای افشین بایمانی مورد اینگونه تهدیدات قرار گرفته است.

تهدید به قتل زندانیان سیاسی بند 4 توسط رئیس بند، فردی  بنام محمود مغنیان از مجریان طرحهای حملات خونین علیه زندانیان سیاسی است. محمود مغنیان خطاب به زندانیان سیاسی گفته است: که اگر به من اجازه بدهند خودم به شما ها تیر خلاص خواهم زد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:17  توسط   | 

روز دوشنبه 23 شهريور ماه از ساعت 09:00 صبح تعدادي از خانواده ها در مقابل دادگاه فرمايشي تجمع اعتراضی بر پا کردند و از همان ساعات ابتدايي نيروهاي انتظامي در خيابان اصلي محل تشكيل دادگاه و درب مقابل دادگاه مستقر شده بودند .رفته رفته كه به تعداد خانواده ها افزوده مي شد  2 ون نيروي انتظامي و 4 اتومبيل نيروي انتظامي همراه  با 5 موتور سوار براي كنترل خيابان و خانواده ها مستقر شدند .

تعدادي از خانواده بازداشت شده ها نيز امروز به اميد ملاقات با عزيزانشان به زندان اوين رفته بودند كه هنگام ارائه برگه ملاقات به آنها گفته شد: زنداني آنها به دادگاه برده شده كه خانواده ها گفتند به احتمال زياد به خود زنداني هم روز دادگاه را اعلام نكرده اند و به صورت ناگهانی آنها را به دادگاه برده اند در غير اينصورت در تماس هاي تلفني كه با خانواده هايشان داشتند زمان تشكيل دادگاه را به آنها مي گفتند. اگر چه مسير رفت و آمد زندان اوين بسيار مشكل است اما خانواده ها سراسيمه و نگران با هر وسيله كه ممكن بود خود را به دادگاه رساندند.

 تا جايي كه ساعت 10:20 تعداد خانوده ها يي كه در مقابل دادگاه فرمايشي تجمع كردند  به بیش از 90 نفر رسيد و همچنان بر تعداد آنها افزوده می شد.

 تعداد خانواده ها كه بيشتر شد نيروهاي انتظامي مرتبا به طرف خانواده ها یورش می بردند و مانع تجمع آنها در مقابل درب اصلي دادگاه مي شدند و به آنها مي گفتند حضورتان در اينجا بي فايده است .خانواده ها نيز كوتاه نمي آمدند و مي گفتند فرزندان ما به جرم نكرده در دادگاه محاكمه مي شوند آنوقت شما مي گوييد برويد و اينجا نايستيد .اينجا هم زمين خداست حق چنين برخوردي را نداريد عزیزانمان را آزادی کنید تا ما هم تجمع نکنیم.  

خانواده ها نيز با نگراني در كنار هم مي ايستادند و مي گفتند اين بار چه برچسبي را مي خواهند به آنها بزنند و آنها را به چه جرمي متهم مي كنند ؟ بر سر آنها چه مي خواهند بياورند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 15:46  توسط   | 

به دليل برگزاري مراسم احيا در شب گذشته، امروز یکشنبه 22 شهریورماه  دادگاه انقلاب از ساعت 10 صبح شروع به كار كرد. بیش از 60 نفر از خانواده بازداشت شده ها كه بيشتر آنها مادران بودند در مقابل درب دادگاه انقلاب تجمع كردند .و هر از گاهي  خانواده ها وارد دادگاه انقلاب مي شدند تا با دفتر حداد و حيدري فر تماس بگيرند و پيگير وضعيت عزيزانشان باشند.

 امروز بيشتر خانواده ها به خصوص پدران با عصبانيت و قاطعیت بیشتری  با منشي دفتر حداد و حيدري فر تماس مي گرفتند و با صداي بلند ، اعتراض می کردند و مي گفتند: چرا وضعيت عزیزنمان را روشن نمي كنيد .نكند آنها را نگه داشته ايد تا دنبال برچسب هاي ديگر بگرديد تا به آنها بزنيد خودتان هم خوب مي دانيد كه تمامي آنها بي گناه هستند .در اين مدت همه خانوده ها را سرگردان كرده ايد مجبور هستيم دائما براي پيگيري مرخصي بگيريم  و هر جور شده از كارمان بزنيم   كلا در اين مدت زندگي مان را فلج کرده اید .

فكر كرديد به نام شبهاي احيا چند نفر را آزاد كرده ايد ساكت مي نشينيم و منتظر مي مانيم تا ببينيم چه وقت بقيه را آزاد مي كنيد .

بعد از اعتراضات شدید خانواده ها منشي دفتر حداد و  حيدري فر با كاركناني كه تلفن را براي تماس در اختیار  خانواده ها قرار  مي دهند گفت: كه ديگر هيچ تلفني را در اختيار خانواده ها قرار ندهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 15:39  توسط   | 

دانشجوی زندانی شبنم مددزاده و بردارش فرزاد مددزاده که نزدیک به 7 ماه است در بند مخوف 209 زندان اوین بسر می برند.اخیرا به آنها اطلاع داده شده بود که روز یکشنبه 22 شهریورماه  در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد رئیس این شعبه فردی بنام محمد مقیسه ای معروف به (ناصریان) از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی 67 است.

 صبح روز یکشنبه 22 شهریورماه  خانواده مددزاده با طی مسافت طولانی از تبریز به تهران همراه با  وکیلشان هنگامی که در دادگاه حاضر شدندو در آخرین لحظات به آنها اطلاع داده شد که به علت به تعویق افتادن زمان کاری و عدم اعزام زندانی از بند مخوف 209 زندان اوین به دادگاه انقلاب دادگاه تشکیل نخواهد شد.هنوزبه خانواده مددزاده و وکیل آنها زمان جدیدی برای  تشکیل دادگاه اعلام نشده است.

  به تعویق انداختن  دادگاه ،یکی از شیوه های که دادگاههای ولی فقیه برای بیشتر نگه داشتن زندانی سیاسی در حالت بلاتکلیفی و همچنین ایجاد فشار روحی بر علیه زندانی و خانواده اش بکار برده می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 15:18  توسط   | 

از ساعت 18جمعیت مادران و مردمی که برای همدردی با مادران به پارک آمده بودند بیشتر و بیشتر می شد تا جایی که در ساعت 18:20حدود 80 نفرجمع شدند و همگی با هم شروع به حرکت به دور میدان آب نما نمودیم.

 یک ماشین گشت ارشاد در نزدیکی آنها ایستاد و بعد از مدتی نیروی انتظامی مستقر در پارک لاله به سراغ جمعیت آمد و به آنها گفت: از اینجا بروید و الا همه شما را بازداشت می کنیم .اما مادران به حرکت اعتراضی خود در سکوت ادامه دادند .دو موتور نیروی انتظامی یکی در جلو و دیگری در پشت سر جمعیت حرکت می کرد تا جلوی هر گونه تجمع و اعتراضی را بگیرد .

مردم نیز رفته رفته به جمع آنها می پیوستند .اما مادران از پسران جوان می خواستند که از آنها دور شوند چون احتمال بازداشت آنها زیاد بود. مادران بعد از حرکت به دور میدان آب نما در ساعت 18:45 در کنار میدان به دور هم ایستادند.

در میان آنها مادر مسعود هاشم زاده  و مادر مهدی حسینی پسر 14 ساله از شهدای  راه آزادی مردم ایران حضور داشتند. مادران و مردم برای عرض تسلیت به سمت آنها می رفتند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 21:27  توسط   | 

اعتراضات همانگونه که اعلام شده بود از ساعت 18:00 آغاز شد. در این اعتراضات مادران عزادار ، زندانیان سیاسی دستگیرشدگان قیام، ویکی از خانمها که  کارگردان و فیلم ساز وهمچنین تعداد زیادی از زنان و دختران جوان و مردم در این حرکت اعتراضی شرکت دارند.در ادامه اعتراضات تعداد بیشتری از مردم به مادران پیوستند  آنها از ساعت 18:00 حرکت اعتراضی خود را دور فلکه آب نمای پارک لاله آغاز کردند. و چند بار حول این میدان بصورت دستجمعی حرکت کردند. علیرغم تهدیدات نیروی سرکوبگر مادران تا ساعت 19:00 به اعتراضات خود را ادامه دادند. تعداد زیادی از مردم که زنان و مردان بودند و قصد پیوستند به مادارن  را داشتند با ممانعت نیروی انتظامی مواجه شدند.موتورهای نیروهای سرکوبگر ولی فقیه در اطراف مادران مانور می دادند.در اعتراضات امرز بیش از 100 نفر از مادران شرکت داشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:39  توسط   | 

روز شنبه 21 شهريور ماه در حدود 80 نفر از خانواده بازداشت شده ها از حدود ساعت 10 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواهان رسيدگي به وضعيت عزيزانشان و آزادي هر چه سريعتر آنها بودند. 

 امروز تنها اسامي 8 نفر براي گذاشتن كفالت و وثيقه اعلام شد. از طرفي دیگر تعدادي از آزاد شده ها همراه با وكلايشان براي ثبت نامه وكالت به دادگاه انقلاب مراجعه كردند كه براي رفتن به دفتر حداد با مشكلاتي روبرو بودند و ابتدا به آنها اجازه رفتن به دفتر حداد داده نمي شد كه بعد از مدتی طولانی انتظار توانستند نامه وكالت را ثبت كنند ولی  به وكلاي آنها خلاصه پرونده جهت مطالعه به آنها داده نشد.

نقل و قولهای بين خانواده ها با نگراني رد و بدل مي شد اين بود كه اخيرا تعدادي از بازداشت شده ها را در حاليكه وضعيت جسمي مساعدي ندارند شبانه در جلوي درب منازلشان رها مي كنند.

 كه پدران و بخصوص مادران  با شنيدن اين صحبت ،خامنه اي و احمدي نژاد را لعن و نفرين مي کردند  و مي گفتند اگر بلايي سر فرزند آنها بياورند ساكت نمي نشينند و اعتراض خواهند کرد.

 همزمان در حدود 17نفر از خانواده بازداشت شده ها نيز در مقابل زندان اوين تجمع كردند و خواهان ملاقات با عزيزان خود بودند .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 14:39  توسط   | 

در آخرین برخوردهای غیر انسانی ،زندانی سیاسی ارژنگ داودی روز شنبه 14 شهریور ماه توسط  نبی الله فرج نژادی معاون حفاظت اطلاعات که از شکنجه گران زندان گوهردشت کرج است همراه با تعدادی از مامورین حفاظت به سلول وی یورش بردند و با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی او را مورد اهانت و بدرفتاری قرار دادن. فرج نژاد با لحنی لمپنانه و تحقیر آمیز خطاب به آقای داودی گفت:«بزکشد می کنم و می بریمت».آقای داودی تا به حال  در آمارگیری زندان  که برای توهین و تحقیر زندانیان سیاسی بکار برده می شود شرکت نکرده است .او همچنین به دلیل وضعیت جسمی  قادر به شرکت در چنین آمارهای که هدف از آن مورد  تحقیر و توهین قرار دادن زندانیان سیاسی است ،نیست. ولی در روزهای اخیر به هر بهانه ای زندانیان سیاسی را تحت فشار و اذیت وآزار قرار میدهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 19:41  توسط   | 

سید ضیاء نبوی دبير شورای دفاع از حق تحصيل عضو دیگر این خانواده که در 24 خردادماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل دوستان خانوادگی وی  دستگیر و به سلولهای انفرادی  بند 209 زندان اوین منتقل شد. آقای نبوی از بدو دستگیری تحت فشارهای جسمی و روحی شدید بازجویان وزارت اطلاعات  قرار داشت و او را مجبور به شرکت در دادگاه فرمایشی کردند.زندانی سیاسی ضیاء نبوی از زمان دستگیری تا به حال در بلاتکلیفی بسر می برد و هنوز پرونده او به هیچ کدام از شعب دادسرای انقلاب ارسال نشده است و امکان پیگیری حقوقی و پاسخگیری مشخص دراین باره از دادسرای انقلاب وجود ندارد و شرایط را برای خانواده آنها مشکل کرده است.حسن زارع دهنوی گفته است که تعیین وضعیت او را بعد از محاکمه در  دادگاه انقلاب مشخص خواهد شد. سید ضیاء نبوی در حال حاضر در بند 209 زندان اوین  در سلولی همراه با 5 نفر دیگر زندانی است. تعداد زیاد دستگیر شدگان قیام و ایجاد فشارهاو محدویدتهای زیادی از طرف بازجویان شرایط طاقت فرسائی را برای آنها ایجاد کرده است.او تا به حال 3 بار  بصورت کابینی و کوتاه  ودر حضور مامورین وزارت اطلاعات با خانواده اش ملاقات داشته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 16:35  توسط   | 

آقای محسن دکمه چی حدودا 50 ساله و از بازاریان شناخته شده بازار تهران  روز دوشنبه 16 شهریورماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به محل کسب ایشان در بازار تهران او را دستگیر کردند و ابتدا به منزل شخصی اش برده شد و منزل او را مورد بازرسی قرار دادند در حین بازرسی وسائل شخصی آنها را پخش و تخریب نمودند. مامورین وزارت اطلاعات مقداری از وسائل شخصی او را از جمله آلبوم های عکس،کامپیوتر،تلفن و مدارک شناسائی  را با خود بردند.

آقای دکمه چی به خانواده هایی زندانی سیاسی که سرپرست آنها دستگیر شده اند  برای امرار معاش به آنها کمک مالی می نمود. او بارها بخاطر کمک مالی به خانواده های زندانیان سیاسی  توسط بازجویان وزارت اطلاعات تهدید به بازداشت شده بود.

گفته می شود که دستگیری او به خاطر حضور دختر ایشان در قرارگاه اشرف و کمک مالی به خانواده های زندانیان سیاسی صورت گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 14:5  توسط   | 

خبرنگار زندانی محمد حسین فلاحیه زاده که محکومیت وی از مدتی پیش به پایان رسیده بود و چند روزی بود که به زندان اوین برگۀ آزادی او ابلاغ  شده بود  ولی بازجویان وزارت اطلاعات و حسن زارع دهنوی، آزادی او را منوط به پرداخت مبلغ 30 میلیون تومان کرده بودند.

 آقای فلاحیه زاده در اعتراض به عدم آزادیش از چند روز پیش اقدام به اعتصاب غذای خشک نمود و به آنها اعلام کرده بود تا زمان آزادیش به اعتصاب غذای خود  ادامه خواهد داد. تا اینکه روز 17 شهریور ماه و ضعیت جسمی اش به وخامت  گرایید او را شتابزده به بهداری زندان اوین منتقل کردند. در آنجا از او خواسته می شود که به اعتصاب غذایش پایان دهد ولی به آنها گفت که دوران بازداشتش به پایان رسیده است و تا او را آزاد نکنند او به اعتصاب غذای خود ادامه خواهد .که با خواسته وی  برای آزادی موافقت شد و غروب روز چهارشنبه 18 شهریور ماه  پس از آزادی اقدام به شکستن اعتصاب غذای خود نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:39  توسط   | 

خانم فاطمه ضیائی 52 ساله که از ناراحتی حاد ام. اس رنج می برد و تا به حال چند بار دچار حملۀآن شده است که ناچار به انتقال او به بهداری زندان شدند .در حال حاضر  خطرات جدی متوجه جان وی است.او می بایست تحت معاینه پزشک متحصص قرار گیرد تا داروهای جدید به وی تجویز شود.دکتر متخصص وی طی نامه کتبی به دادگاه انقلاب و زندان اوین اعلام کرده است بودن خانم ضیائی در زندان و تحت  فشار عصبی قرار دادن او باعث خطرات جدی برای جان او است.  خانم ضیائی همچنین  از ناراحتی کلیه ،فشار خون،لرزش دست رنج می برد.  او در حال حاضر همراه با 3 زندانی دیگر در یک سلول انفرادی قبلی با محدودیتهای زیادی نگهداری می شود.

علیرغم گذشت بیش از 6 ماه  بلاتکلیفی و بیماری حاد در بند 209 زندان اوین اخیرا  به وی اطلاع داده شد که دادگاه او 9 آذرماه در شعبۀ 14 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد. او تا به حال چند بار به دادگاه انقلاب برده شده ولی هر بار به دلایل واهی دادگاه او را به تعویق انداخته اند.

مادر خانم ضیائی در بستر مرگ بسر می برد و برای آخرین دیدار خواستار دیدن فرزندش بود ولی بازجویان وزارت اطلاعات از دیدار او با مادرش ممانعت کردند.خانواده ضیائی  به شعبه 14 دادگاه انقلاب برای گرفتن مرخصی جهت دیدار آخر و شرکت در مراسم تدفین مادرش مراجعه کردند ولی به آنها گفته شد چونکه فرزندان او در قرارگاه اشرف هستند به او اجازه شرکت در مراسم تدفین مادرش داده نمی شود. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 16:16  توسط   | 

حامد یازرلو 28 ساله کارشناس هوا – فضا پس از بیش از 6 ماه بلاتکلیفی در بند مخوف 209 زندان اوین، در اوایل هفته به وکیل وی خانم غنوی بصورت شفاهی اعلام شد که به حکم سنگین و غیر انسانی 3 سال زندان محکوم شده است.هنوز محکومیت غیر انسانی به صورت کتبی به آقای یازرلو و خانم غنوی  وکیل وی ابلاغ نشده است.خانواده آقای یازرلو و وکیل او در قبال این حکم سنگین و غیر انسانی اعتراض خواهند کرد.

زندانی سیاسی حامد یازرلو  روز یکشنبه 8 شهریور ماه به دادگاه انقلاب برده شد. او در شعبۀ 28 دادگاه انقلاب توسط محمد مقیسه ای از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 مورد محاکمه قرار گرفت. ابتدا علی اکبر حیدری فر رئیس شعبۀ 1 امنیت دادگاه انقلاب که  بعنوان نماینده دادستان در دادگاه انقلاب  برای آقای یازرلو تقاضای اشد مجازات، اعدام را نمود. حیدری فر آقای یازرلو را به 12 مورد متهم نمود که عبارتند از:محاربه بدلیل پشبرد اهداف سازمان مجاهدین خلق ایران /شرکت در مجالس و محافل خانوادگی/جمع آوری اخبار و اطلاعات زندانیان سیاسی از جمله هود یازرلو (برادرش) /شرکت در کوهنوردی و فوتبال سالنی با حضور خانواده/شرکت در مراسم ها و مناسبتها در حسینیه ارشاد/برقراری ارتباط ایمیلی با اعضای خانواده اش در قرارگاه اشرف/حضور در تجمعات و اعتراضات دانشجوئی/ جمع آوری کلکسیون سخنرانیها و مراسم های سازمان مجاهدین خلق ایران و موارد متعدد دیگر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 14:3  توسط   | 

مردم تهران از ساعت 22:00  با قرار گرفتن  بر بالای بام منازل و در کوچه ها بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور سر دادند. این اعتراضات تا ساعت 22:30 ادامه داشت.

در اکثر مناطق صدای اعتراضات شبانه مردم به گوش می رسید که از جملۀ آنها؛ توحيد ، آزادي ، آذربايجان ،‌تجريش ،‌جمهوري ،‌ميرداماد ، سيد خندان ،‌ونك ،شهرك غرب ،‌جنت آباد ، فردوس می باشند.اعتراضات در اکثر مناطق از شدت زیادی برخودار بود.

نیروهای سرکوبگر از غروب در تعدادی از میادین و خیابانهای اصلی شهر مستقر شدند و اعتراضات مردم را زیر نظر دارند.بدلیل شبهای احیاء و شلوغی خیابانها ترس و وحشتی زیادی بر نیروهای سرکوبگر مستولی شده است و هراس آنها از این است که اعتراضات مردم به خیابانها کشیده شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 0:35  توسط   | 

حدود ساعت 19:00 تعدادی از خانواده ها دستگیر شدگان قیام مردم ایران  در مقابل زندان اوین تجمع کردند و هر لحظه بر تعداد آنها  افزوده می شود. خانواده ها درزیر پل مقابل زندان اوین تجمع کرده اند . آنها هنگام افطار به صورت گروهی اقدام به سر دادن بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور نمودند. شعارهای آنها مدت زمانی طولانی ادامه یافت.علاوه بر خانواده های تعدادی از فعالین و مردم به عنوان پشتیبانی و حمایت از آنها به جمع خانواده ها پیوستند.

نیروهای سرکوبگر ولی فقیه در آنجا حضور دارند . در ابتدای مراسم یک ماشین نیروی انتظامی حضور داشت ولی هنگامی که خانواده ها اقدام به سر دادن بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیتاتور نمودند به سرعت به تعداد نیروهای سرکوبگر افزوده شد تا لحظۀ انتشار این گزارش در حدود 3 خودروی نیروی انتظامی در صحنه حضور دارند.نیروهای سرکوبگر اقدام به تهدید خانواده ها نمودند ولی خانواده ها به آنها اعلام کردند تا مراسم خود را انجام ندهیم از اینجا تکان نخواهیم خورد. نیروهای سرکوبگر از خودروهای خود خارج شده اند و خانواده ها را در محاصرۀ خود دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 20:44  توسط   | 

میثاق یزادن  نژاد 23 ساله  دانشجوی رشتۀ مترجمی زبان دانشگاه پیام نور شهریار روز دوشنبه 16 شهریور ماه به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب برده شد و توسط یکی از قاضات ولی فقیه علی خامنه ای  بنام صلواتی به 14 سال زندان و تبعید به زندان گوهردشت کرج محکوم شد.

دانشجوی زندانی میثاق یزدان نژاد روز 18 شهریور 1386 با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل پدری وی، او را پس از  ضرب و شتم وحشیانه  دستگیر و به بند مخوف 209  زندان اوین منتقل کردند. او بیش از 90 روز در سلولهای انفرادی تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت و در مجموع 165 روز را در بند 209 بسر برد و سپس به بند 350 زندان اوین منتقل گردید .به زندانی سیاسی میثاق یزدان نژاد اتهامات متعددی نسبت داده شد که از جملۀ آنها  شرکت در مراسم نوزدهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 دستگیر / رفتن به قرارگاه اشرف جهت دیدار با خواهرش/زندانی سیاسی بودن پدر و مادرش/ اعدام دائیهایش/ ارتباط ایمیلی با سازمان مجاهدین خلق ایران مورد محاکمه قرار گرفت و 2 سال را در حالت  بلاتکلیفی بسر برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 17:27  توسط   | 

خبرنگار زندانی محمد حسین فلاحیه زاده که محکومیت وی از مدتی پیش به پایان رسیده است ولی بازجویان وزارت اطلاعات و حسن زارع دهنوی، آزادی او را منوط به پرداخت مبلغ 30 میلیون تومان نموده است. این در حالی است که او در شرایط بسیار بد مالی قرار دارد و قادر به پرداخت این مبلغ نیست و هدف از مطرح کردن این مبلغ سنگین  برای ادامه بازداشت وی می باشد.

خبرنگار زندانی محمد حسین فلاحیه زاده در اعتراض به کارشکنی و بهانه سازی و عدم آزادی پس از پایان محکومیتش توسط بازجویان وزارت اطلاعات و حسن زارع دهنوی از حوالی 3 روز پیش اقدام به اعتصاب غذای خشک نموده است.

وضعیت جسمی آقای فلاحیه زاده روز سه شنبه 17 شهریور ماه به وخامت گرایید و به حدی وخیم  شد که او را در شرایط بسیار بد جسمی به بهداری زندان منتقل کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 16:16  توسط   | 

روز سه شنبه 17 شهريور ماه بيش از 100 نفر از خانواده بازداشت شده ها كه اكثرا مادران بودند در مقابل دادگاه انقلاب تجمع اعتراضی بر پا كردند و خواهان رسيدگي سريع به وضعيت عزيزانشان و به خصوص آزادي آنها بودند .هر از چند گاهی  نيز وارد دادگاه مي شدند و با دفتر حيدري فر تماس مي گرفتند تا بپرسند آيا براي عزيز آنها كفالت و يا وثيقه اعلام شده يا نه .كه مطابق معمول تنها براي 6 نفر قرار كفالت و وثيقه از طرف دادگاه انقلاب اعلام شد و بقيه بازداشت شده ها همچنان بلاتكليف در زندان هستند.

 بنابه گفته خانواده هايشان صداي آنها در پشت تلفن به خوبي واضح است كه وضعيت جسمي چندان مساعدي ندارند و از امكانات و وضعيت زندان شكايت دارند وهمچنان از بلاتكليفي خود و سرگرداني خانواده هايشان نگران هستند. به طوري كه زمان تماس گرفتن با خانواده هايشان شديدا به آنها اصرار مي كنند كه هر روز به دادگاه انقلاب بروند و پیگیر وضعیت آنها شوند تا هر چه زودتر وضعيت آنها روشن شود ومانع برگزاري دادگاه هاي فرمايشي شوند كه به گفته خود بازداشت شده ها  در زندان شرايطي براي آنها ايجاد كرده اند كه مجبور به شركت در جلسات دادگاه مي شوند و از ادامه اين وضعيت و شركت در دادگاه فرمايشي شكايت مي كنند.

امروز تمامي خانواده هايي كه در جلوي دادگاه انقلاب تجمع كرده بودند همگي با هم قرار گذاشتند كه مراسم افطاري و شب احيا را در كنار زندان اوين (زير پل ) و نزدیک به عزیزانشان  برگزار كنند تا اعتراض هاي  خود مبني بر شكنجه و ادامه بازداشت بدون دليل عزيزانشان ،‌اعتراض به تحقير ها و توهين ها و بي اعتنايي مسئولان را شدت دهند. آنها  خواستار شركت و همراهي مردم با آنها  بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:52  توسط   | 

اعتراضات شبانه مردم تهران از ساعت 22:00 با قرار گرفتن بر پشت بام منازل و در کوچه ها و با سر دادن بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور آغاز می شود و این اعتراضات تا ساعت 22:30 ادامه می یابد.

مردم تهران در مناطقی مختلفی دست به اعتراضات شبانه می زنند که از جملۀ آنها مناطقی مانند؛ ونك ، امام حسين ، تهران پارس ، جمهوري ، آذربايجان ،‌آزادي ، صادقيه ، شهرك غرب ، شهرك ژاندارمري ،‌توحيد ، سيدخندان ، ميرداماد ،‌فاطمي ،‌ولي عصر ،‌گيشا ، تجريش ، كريمخان می باشند.

شدت اعتراضات شبانه که با  بانگ الله اکبرو شعار مرگ بر دیکتاتور در مناطقی مانند تجریش،شهرک ژاندارمری و ونک بیشتر از دیگر مناطق تهران بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:34  توسط   | 

روز دوشنبه 16 شهريور ماه حدود 150 نفر از خانواده بازداشت شده ها پیش از ساعت 09:00 صبح  به اميد ملاقات با عزيزانشان با دهان روزه و با وجود بدمسير بودن زندان اوين و شرايط سخت رفت و آمد خود را به سالن ملاقات زندان اوين رساندند و با نگراني و اضطراب شديد آرزو مي كردند كه امروز بتوانند عزيز خود را ملاقات کنند .

طبق معمول به عده كمي از خانواده ها ملاقات داده شد و همچنان به عده زيادي از خانواده ها كه تقريبا 3 ماه است عزيزان خود را نديده اند و از وضعيت جسمي و روحي آنها خبر ندارند و فقط توانسته بودند آنها را از طريق تلويزيون هنگام برگزاري دادگاههاي فرمايشي ببينند و یا با تماس تلفني کوتاه  صداي آنها را بشنوند اجازه ملاقات داده نشد. و تنها لباس و مقداري پول از خانواده ها گرفته شد تا بدست آنها برسانند.

امروز در سالن ملاقات زندان اوين چهره مادران و پدراني كه اشك مي ريختند و مدتها نتوانستنه بودند عزیزان خود   را ملاقات کنند،آنقدر ناراحت کننده بود كه حتي خانواده هاي ديگري كه براي ملاقات با زنداني خود آمده بودند  با ديدن اين صحنه در كنار آنها مي نشستند و به آنها دلداري مي دادند و خامنه اي و احمدي نژاد را لعن و نفرين مي كردند و به ماموران مسئول سالن ملاقات مي گفتند مگر اين بچه ها چه گناهي كرده اند كه نبايد خانواده هاي خود را ببينند مگر شما مسلمان نيستيد اشك هاي مادران را نمي بينيد و  مسئولان سالن ملاقات به لحنی وحشیانه به آنها مي گفتند شما به كار اين خانواده ها كاري نداشته باشيد مگر شما وكيل و وصي آنها هستيد اينها فعلا ممنوع الملاقات هستند تا دادگاه براي زنداني آنها حكم صادر كند .به اينجا آمدن وقت خود را تلف مي كنند اعتراضي دارند بروند دادگاه انقلاب يا دادستاني .كه صداي اعتراض برخي خانواده ها بالا رفت كه نامسلمان های انسان نما  خودتان هم خوب مي دانيد كه به هر كجا كه مي توانستيم رفتيم ،‌نامه نوشتيم اما دريغ از يك جواب.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 15:30  توسط   | 

روز يكشنبه 15 شهريور ماه  نزديك به 80 نفر از خانواده بازداشت شده ها كه بيشتر آنها مادران و همسران بازداشت شده ها بودند. از ساعت 09:00 صبح در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و وقتي تعداد آنها بيشتر شد به داخل دادگاه رفتند و به اعتراضات خود شدت بخشیدند تا به آنها اجازه داده شود که تعدادي از خانواده ها به نمايندگي ازبقيه خانواده ها به دفتر حداد و يا حيدري فر بروند و از آنها بخواهند تا هر چه زودتر عزيزانشان را آزاد کنند و يا اینکه جواب نامه هايي كه تا به امروز منشي دفتر حداد به بهانه سرگرم كردن خانواده ها از آنها گرفته بود و به هيچ كدام از نامه ها جوابي داده نشده را بگيرند كه هر چه خانواده ها فشار آوردند نتوانستند اجازه ورود به دفتر يكي از آنها را بگيرند .

هنگامي كه خانواده ها به بي اعتنايي مسئولان و عدم اجازه آنها به خانواده ها مبني بر صحبت كردن با آنها اعتراض كردند يكي از كاركنان دادگاه انقلاب با لحنی تهدید آمیز و تحقیر کننده به آنها گفت: اينجا كه خانه خاله نيست كه هر كجا دلتان مي خواهد برويد اگر تا الان نمي دانستيد حالا بدانيد كه اينجا دادگاه انقلاب و يك مركز امنيتي است و به هر كسي اجازه رفتن به دفتر قاضي داده نمي شود مي خواهيد برويد دادو فرياد كنيد برويد هر كجا كه مي خواهيد داد بزنيد كار خودتان را سخت تر مي كنيد.

با شنیدن اینگونه جوابهای سر بالا صداي اعتراض خانواده ها بالا رفت كه اگر اينجا حرفمان را نزنيم پس كجا حرف بزنيم؟  كجا بايد حق مان را بگيريم؟اينجا مي آييم يا جواب نمي دهيد يا تهديد مي كنيد به جلوي قوه قضاييه مي رويم حتي اجازه داخل شدن به ما نمي دهيد به جلوي زندان اوين مي رويم مامورانتان را به جانمان مي اندازيد كه از زمين خدا بيرون برويم به جاي جواب دادن به اينجا و آنجا پاس مي دهيد.به ما جواب بدهید که حداد و حیدری فر به منظور رسیدگی به امور مردم اینجا هستند و یا اینکه به منظور رسیدگی به امور شخصی خودشان هستند.اینجا دادگاهی است که باید به مردم جواب دهد و یا اینکه ملک شخصی حداد است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 14:17  توسط   | 

روز شنبه 14 شهریور حوالی ساعت 18:00 در حدود 150 مادر که در بین آنها تعدادی از زنان و دختران جوان دیده می شد در کنار استخر پارک لاله تجمع کردند و دور این استخر شروع به راه پیمائی نمودند . در حین راه پیمائی تعداد بیشتری از مادران ،زنان و دختران جوان به آنها پیوستند  و همچنین در حمایت از آنها تعداد زیادی جمعیت در دو طرف استخر ایستاده بودند و بعضا به جمع آنها می پیوستند.افرادی که در پارک بودن با بلند کردن انگشتان خود با علامت پیروزی حمایت خود را از آنها ابراز می داشتند. در بین مادران تعدادی از فعالین زنان دیده می شد همچنین مادارانی که فرزندانشان در اسارت بسر می برند در این جمع شرکت داشتند. آنها در اعتراض به سرکوب خونین مردم ایران و جانباختن تعداد زیادی از جوانان که آمار قطعی آنها هنوز نامشخص است و بازداشت تعداد بیشماری از مردم ایران در زندان ها اقدام به تجمع  نمودند.  این اعتراضات تا ساعت 19:00 ادامه داشت. در پایان مادران بصورت دست جمعی انگشتان خود را که باعلامت پیروزی بر افراشتند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 20:52  توسط   | 

روز شنبه 14 شهریور ماه همانند هفته های گذشته بيش از 100 نفر از خانواده بازداشت شده ها از ساعت 09:00 صبح همزمان با شروع ساعت كاري در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند، تا به مسئولين دادگاه انقلاب  به خصوص حداد و حيدري فر ثابت كنند كه اين بار هم همانند بارهای قبل به وعده و وعیدهای خود عمل نکردند وبه خانواده ها باز هم دروغ گفتند .در هفته گذشته دادگاه انقلاب اعلام كرده بود كه تا آخر هفته تعداد زيادي از بازداشت شده ها را آزاد مي كند البته قبل از آن هم اعلام كرده بود كه قبل از ماه رمضان آنها را آزاد مي كنند اما امروز كه درست 15 روز از ماه رمضان مي گذرد نه تنها عده زيادي را آزاد نكرده بلکه به تشكيل دادگاه فرمايشي ادامه داده هر هفته با دادن يك وعده دروغ سعی بر فریب خانواده ها دارند.عده اي از خانواده ها نيز نگران و مضطرب در جستجوي پيدا كردن فيش حقوقي و يا سند براي آزادي عزيزشان هستند و مي گفتند فيش حقوقي و سند از كجا پيدا كنند؟ با دفتر حيدري فر تماس گرفته اند و خواسته اند مقدار كفالت و يا وثيقه را كمتر كند كه تنها جوابي كه شنيده اند اين بوده كه همين كه هست اگر تهيه نكني او همچنان در بازداشت مي ماند 

خانواده ها در حالي كه مسئولين دادگاه انقلاب و احمدي نژاد و خامنه ای را لعن و نفرين مي كردند و مي گفتند: تا كي بايد دروغ بشنويم تا كي مي خواهيد فرزندانمان را در زندان به جرم نكرده نگهداريد ملاقات كه نمي دهيد اجازه تماس تلفني هم به آنها نمي دهيد و اگر هم مي دهيد فقط 3-2 دقیقه حداقل به ما دروغ نگوييد و هر چه سعي مي كردند كه با دفتر حداد و حيدري فر تماس بگيرند يا تلفن در اختيار آنها قرار نمي دادند و يا كسي جوابگوئي تلفن آنها نبود و به محض اينكه مي گفتند از خانواده بازداشت شده ها هستيم تلفن را قطع مي كردند كه صداي اعتراضات آنها بالا می گرفت. لااقل اينقدر جرات داشته باشيد كه به من مادر ، به من پدر بگوييد چه بر سر فرزندم آورده ايد و يا مي خواهيد بياوريد. كه دو مامور از حراست دادگاه انقلاب جلو آمدند و آنها را تهديد كردند كه اگر سر و صدا كنند از فردا به آنها اجازه داخل شدن به دادگاه انقلاب را نمي دهند. که باعث شدت یافتن اعتراضات خانواده ها شد. به آنها می گفتند هر آنچه را که می توانستید بر سر ما آورده اید دیگر چیزی باقی نمانده که بخواهید بر سر ما بیاورید. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 15:19  توسط   | 

حامد یازرلو 28 ساله کارشناس هوا – فضا روز یکشنبه 8 شهریور ماه به دادگاه انقلاب برده شد. او در شعبۀ 28 دادگاه انقلاب توسط محمد مقیسه ای از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 مورد محاکمه قرار گرفت. ابتدا علی اکبر حیدری فر رئیس شعبۀ 1 امنیت بعنوان نماینده دادستان برای آقای یازرلو تقاضای اشد مجازات، اعدام را نمود. حیدری فر بر مبنای  گزارش وزارت اطلاعات  آقای یازرلو را به 12 مورد متهم نمود. که اتهامات نسبت داده شده عبارتند از:محاربه بدلیل پشبرد اهداف سازمان مجاهدین خلق ایران /شرکت در مجالس و محافل خانوادگی/جمع آوری اخبار و اطلاعات زندانیان سیاسی از جمله هود یازرلو (برادرش) /شرکت در کوهنوردی و فوتبال سالنی با حضور خانواده/شرکت در مراسم ها و مناسبتها در حسینیه ارشاد/برقراری ارتباط ایمیلی با اعضای خانواده اش در قرارگاه اشرف/حضور در تجمعات و اعتراضات دانشجوئی/ جمع آوری کلکسیون سخنرانیها و مراسم های سازمان مجاهدین خلق ایران و موارد متعدد دیگر

سپس محمد مقیسه ای رئیس شعبۀ 28 دادگاه انقلاب و از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان سیاسی سال 1367 با برخوردهای غیر انسانی و فریاد زدنها نسبت به هر مورد از اتهامات پرداخت  که با اعتراضات وکیل او  خانم غنوی مواجه گردید. خانم غنوی و آقای یازرلو  در مورد اتهاماتی مانند کوهنوردی و فوتبال سالنی ابراز داشتند که در هیج جای قانون  مبنای بر ممنوع بودن ورزش ذکر نشده است پس اتهامات بی مورد است و همچنین نسبت به سایر اتهامات جوابهای داده شد و بعضی از آنها را رد نمود و بقیۀ آنها را فاقد هرگونه  اساس و مبنای حقوقی دانستند و خواستار تبرۀ موکل خود شد. مقیسه ای قرار است در روزهای آینده در این مورد حکم خود را صادر کند.

از طرفی دیگر به پدر او دکتر یازرلو اجازه شرکت در دادگاه داده نشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:38  توسط   | 

آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره شرکت اتوبوس رانی تهران  واحد بعد از ظهر روز چهار شنبه 11 شهریور ماه  به صورت ناگهانی از بند 4 زندان گوهردشت به سلولهای انفرادی بند 1 که معروف به بند آخر خطیها  است وپاسداربندها به سلولهای انفرادی آن سگ دونی اطلاق می کنند منتقل شده است.شرایط این بند وحشتناک می باشد و زندانیان سیاسی که به این بند منتقل می شوند تحت شکنجه های وحشیانه قرار می گیرند.  در حال حاضر بهروز جاوید طهرانی در این بند بسر می برد.

در روز یکشنبه 8 شهریور ماه مامورین حفاظت و اطلاعات و گارد زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی و از جمله آقای منصور اسالو مورد ضرب و شتم و اهانت قرار دادند و آنها را به مدت 5 ساعت در زیر گرمای و آفتاب شدید قرار دادند و در این مدت حق استفاده از سروس بهداشتی و نوشیدن آب محروم بودند . آنها همچنین به سلولهای زندانیان سیاسی یورش بردند و وسائل زندانیان را تخریب و دست نوشته ها و سایر وسائل شخصی آنها را با خود بردند.

آقای اسالو از ناراحتی های متعددی رنج می برد و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگ دونی جان او را در معرض خطر جدی قرار میدهد 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 19:13  توسط   | 

صبح روز چهارشنبه 11 شهریور ماه ساعت 09:00 قرار بود که آقای نادر احسنی در شعبۀ 28 دادگاه انقلاب توسط محمد مقیسه ای (معروف به ناصریان) از اعضای کمسیون مرگ قتل عام زندانیان  سیاسی درسال 1367 مورد محاکمه قرار گیرد ولی با تاخیر 45 دقیقه ای بدون حضور نماینده دادستان و نه در صحنه دادگاه بلکه در دفترکار  وی مورد محاکمه قرار گرفت. هنگامی که وکیل آقای احسنی قصد بستن درب دفتر او را داشت با مخالفت مقیسه ای مواجه گردید.

مقیسه ای به محض باز کردن پرونده آقای نادر آحسنی با صدای بلند شروع به داد و فریاد کردن كه شماها خانوادگي نسل در نسل چپ هستيد مثل اينكه نمي خواهيد آدم بشويد و مي خواهيد تا آخر عمرتان همين جوري بمانيد. او همچنین تمامی موارد اتهام را با داد و فریاد می خواند. مقیسه ای همچنین در مورد مراسم گرامیداشت 16 آذر سال 85  از آقای احسنی پرسید چه چیزی را می خواهید؟ در جواب آقای احسنی به مقیسه ای گفت آزادی بیان! مقیسه ای با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی شروع به داد و فرباد کردن نمود که آزادی بیان شما ریختن تو خیابان و با چاقو شکم مردم را پاره کردن( اعمال  بسیجیها را به دیگران نسبت دادن) . در اینجا آقای ابوطالبی وکیل آقای احسنی به حرفها و برخورد های  مقیسه ای اعتراض نمود. در پایان مقیسه ای خطاب به آقای احسنی گفت تمامی موارد اتهامات را می پذیری.آقای احسنی خطاب به مقیسه ای گفت :هیچ کدام را نمی پذیرم در زندان زیر بار هیچ کدام نرفتم اینجا هم هیچ کدام را نمی پذیرم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 17:39  توسط   | 

روز چهارشنبه 11 شهريور بيش از 100 نفر از خانواده بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و همچنان خواهان پايان دادن به دادگاه فرمايشي و آزادي عزيزانشان بودند.از آنجايي كه كاركنان دادگاه انقلاب هر از گاهي براي آزار خانواده ها تلفن را در اختيار آنها قرار نمي دهند تا با داخلي دفتر حداد و حيدري فر تماس بگيرند تا مطلع شوند آيا براي عزيزان آنها قرار كفالت و وثيقه صادر شده است يا نه؟ و از آنجايي كه ملاقات به خانواده ها داده نمي شود و تماس تلفني بازداشت شده ها محدود شده تعدادي از بازداشت شده ها با وجودي كه قرار كفالت و وثيقه براي آنها صادر شده به علت عدم اطلاع خانواده به دلايلي كه گفته شد مدتي به اميد اينكه از دادگاه با خانواده هايشان براي گذاشتن كفالت و وثيقه تماس گرفته مي شود همچنان در زندان نگهداري می شوند .

به همين دليل امروز تعدادي از خانواده ها با خشم وارد دادگاه مي شدند و با فرياد مي گفتند مي گوييد برويد در خانه هايتان بنشينيد اگر كفالت براي آنها تعيين شد ما خودمان به شما خبر مي دهيم پس چرا خبر نداديد؟ فرزندانمان بعد از چند روز كه به آنها اجازه تماس داده اند از زندان تماس گرفته اند كه چند روز است چشم انتظار مانده اند و ما هم از همه جا بي خبر .تا كي مي خواهيد به ظلم خود ادامه دهيد؟ و فرزندان بيگناه را به جرم نكرده و بدون دليل در زندان نگهداريد.قرار كفالت صادر كرده ايد نه به ما خبر داده ايد نه به آنها اجازه تماس تلفني داده ايد كه حداقل اين خبر را خودشان به ما بدهند

 همچنین در مقابل زندان اوين نيز حدود 30 نفر از خانواده ها كه اكثرا مادران بودند تجمع كردند و خواهان ملاقات و آزادي عزيزان خود بودند. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 16:6  توسط   | 

دانشجوی زندانی حسن طرلانی 22 ساله که روز سه شنه 25 مرداد ماه  در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب برده شد. ابتدا توسط علی اکبر حیدری فر از تیم جنایتکاران علیه بشریت  سعید مرتضوی و حسن زارع دهنوی در دادگاه انقلاب به عنوان نماینده دادستان خواستار اشد مجازت، اعدام برای  دانشجوی زندانی شد.سپس فردی بنام محسنی قاضی شعبۀ 22 مورد محاکمه قرار گرفت و  به حکم سنگین و غیر انسانی  10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی کرمان محکوم شد.

آقای طرلانی پس از اعلام محکومیت ضد بشری و بازگرداندن او به بند 209 زندان اوین ، تحت شدیدترین فشارهای روحی بازجویان وزارت اطلاعات قرار دارد. او روزانه بین 3 الی 6 ساعت تحت بازجوئی و شکنجه های روحی شدید است. سربازجوی وزارت اطلاعات و شکنجه گر معروف  سعید شیخان وقتی که دانشجوی زندانی را به اتاق بازجوئی می برد. خطاب به اوگفت:«با این حکم می خواستیم شاخت را بشکنیم،این ادله را دادیم که این حکم را بده تا دیگه کسی حوس نکنه به گفته های ما اعتراض کند»

از روز سه شنبه 3 شهریور ماه  زندانی سیاسی حسن طرلانی بطور مستمر تحت بازجوئی و شکنجۀ روحی قرار دارد و با بکار بردن یک جنگ روانی سعی در گرفتن اعتراضات تلویزیونی از او را دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 17:54  توسط   | 

روز سه شنبه 10 شهريور ماه بيش از صد نفر از خانواده بازداشت شده ها قبل از شروع ساعت كاري  در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار روشن شدن وضعيت عزيزانشان به خصوص آزادي آنها بودند.هنگامي كه ساعت كاري دادگاه انقلاب شروع شد خانواده ها به داخل دادگاه انقلاب رفتند تا فشارهاي خود مبني بر آزادي عزيزانشان را بيشتر كنند چرا كه دادگاه انقلاب به تعدادي از خانواده ها اعلام كرده بود كه بازداشت شده ها تا اواخر همين هفته آزاد خواهند شد.اما در طول هفته نه تنها عده كمي آزاد شده اند ، حتي برخي از بازداشت شده ها با گذاشتن كفالت و وثيقه هنوز آزاد نشده اند.

طبق معمول نيز كسي جوابگوي خانواده ها نبود و خانواده ها سرگردان مرتبا وارد دادگاه مي شدند تا شايد بتوانند با دفتر حداد و حيدري فر تماس گرفته وخبري از عزيزان خود بگيرند.كاركنان دادگلاه انقلاب نيز كمتر تلفن ها را در اختيار خانواده ها قرار مي دهند تا آنها بتوانند با دفتر حداد تماس بگيرند.خانواده ها از وعده و وعيدهاي دروغين دادگاه انقلاب به شدت خشمگین هستند و مي گويند اينها اينقدر پست هستند كه از گفتن دروغ هيچ ابايي ندارند.اوايل ما را تهديد مي كردند كه اگر مي خواهيد فرزندانتان آزاد شوند ساكت باشيد ، ساكت شديم دادگاه مسخره و فرمايشي راه انداختند و هر چه اتهام دلشان خواست به آنها نسبت دادند.بعد گفتند قبل از ماه رمضان آزاد مي كنيم حالا هم گفته اند تا آخر اين هقته آزاد مي شوند .چقدر دروغ و ناسزابشنويم و دم بر نیاوریم حداد اگر جرات دارد بيايد و در چشم ما نگاه كند و وعده بدهد نه با تلفن.اگر جرات دارد حالا بيايد و جواب ما را بدهد. 

 

همزمان با تجمع خانواده  در مقابل دادگاه انقلاب ،در مقابل درب دژباني زندان اوين نيز حدود 50 نفر از خانواده ها تجمع كردند اما ماموران جلو درب دژباني مانع ايستادن آنها شدند و آنها را مجبور كردند تا در پايين زندان اوين  زير پل بايستند.هدف از این ممانعت، در معرض دید قرار نگرفتن تجمع اعتراضی خانواده های دستگیر شدگان است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 15:3  توسط   | 

اعتراضات شبانه مردم تهران که هر شب از ساعت 22:00 شروع می شود و مردم با قرار گرفتن بر پشت بام منازل ،درکوچه ها  و خیابانهای فرعی با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور ادامه یافت.

در اکثر مناطق صدای اعتراضات مردم به گوش می رسد که از جملۀ آنها مناطقی مانند ؛ توحيد ،‌جمهوري ، ونك ، پارك وي ، تجريش ، رسالت ، آزادي ، ميرداماد ، صادقيه ، تهران پارس ، شهرك غرب ، فرمانيه ، شمس آباد،‌گيشا می باشد.

شدت اعتراضات شبانه در مناطقی مانند میرداماد و گیشا نسبت به سایر مناطق بیشتر بود. این اعتراضات تا ساعت 22:30 یافت.  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 0:30  توسط   | 

روز دوشنبه 9 شهريور ماه  بيش از 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها به اميد ملاقات با عزيزانشان به سالن ملاقات زندان اوين مراجعه كردند؛ كه باز هم تعداد زيادي از آنها با جمله ملاقات نداريد مواجه شدند كه صداي اعتراض  هر خانواده اي با شنيدن اين جمله بالا مي رفت كه مگر فرزندان ما چه كرده اند؟ كه حتي نمي توانيم آنها را ببينيم مگر چكار كرده اند؟ كه هر بار مي گوييد پرونده تكميل نشده نكند بلايي سر آنها آورده ايد! كه نمي گذاريد آنها را ببينيم، پشت سر هم دادگاه راه مي اندازيد و به آنها برچسب منافق ، ضد انقلاب ، اغتشاشگر مي زنيد باز هم مي گوييد پرونده تكميل نشده .حتي به خانواده هايي كه براي عزيزانشان كفالت و يا سند گذاشته اند و هنوز آزاد نشده اند اجازه ملاقات داده نشد كه اين باعث خشم تعداد زيادي از خانواده ها شد كه چرا با وجود گذاشتن وثيقه نه تنها عزيزانشان را آزاد نمي كنند حتي اجازه ملاقات به آنها هم نمي دهند.

ماموراني كه در جلو درب سالن ملاقات بودند مانع ايستادن خانواده ها در محوطه سالن مي شدند و اگر اعتراض خانواده ها بالا مي گرفت به سمت آنها مي رفتند تا با تهديد به بازداشت آنها، آنها را مرعوب كنند. 

عده اي از خانواده ها به درب دژباني مراجعه كردند تا قاضي كشيك را ببينند اما قاضي كشيك از ربرو شدن با خانواده خوداری می کرد.

 حدود 60 نفر از اعضاي خانواده بازداشت شده ها برای ادامه اعتراضات خود به دادگاه انقلاب مراجعه كردند و منتظر اعلام كفالت و وثيقه براي عزيزانشان بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 15:58  توسط   | 

روز یکشنبه 8 شهریور ماه حوالی ساعت 0830  حفاظت و اطلاعات و تعداد زیادی از گارد  زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج یورش بردند و زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را مورد یورش وحشیانه خود قرار دادند. گارد ویژه بصورت وحشیانه  زندانیان بی دفاع را آماج باتون ها،مشت و لگد  خود قرار دادند و با تحقیر و اهانت  تمامی زندانیان سیاسی و سایر زندانیان را به محوطۀ زندان منتقل کردند.  در این یورش وحشیانه  تعدادی از زندانیان مجروح شدند که از جملۀ آنها آقای سید رضا حسینی 28 ساله با ضربات باتون از ناحیه دست زخمی گردید. گارد زندان زندانیان را به مدت 5 ساعت  در زیر آفتاب و گرمای زیاد قرار دادند .در طی این مدت زندانیان حق استفاده از سرویسهای بهداشتی را نداشتند و زندانیان که بیمار مسن بودند از نوشیدن آب محروم بودند.

همزمان که زندانیان در زیر آفتاب و گرمای زیاد قرار داشتند به سلولهای آنها یورش بردند و حداقل وسائل که خانواده های زندانیان برای آنها تامین کرده بودند یا تخریب کردند و یا با خود بردندو یا اینکه  آنها را پخش کردند .آنها همچنین دست نوشته ها و یاداشتها و سایر وسائل زندانیان سیاسی را با خود بردند.

 از جمله زندانیان که امروز مورد یورش وحشیانه قرار گرفتند و با ضرب و شتم و توهین و تحقیر به محوطه زندان منتقل شدند آقای منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد ، آقای شیرمحمد رضائی ،حمید و اصغر بنازداده از نجات یافتگان قتل عام 1367 ،محمد علی منصوری ،ارژنگ داودی ،افشین بایمانی،صالح کهندل،علی معزی،هود یازرلو و سایر زندانیان سیاسی می باشند.

پس از پایان یورش و حشیانه به زندانیان سیاسی ،زندانی سیاسی افشین بایمانی و آقای حامد حیدرپور از سالن نوجوانان سالن 12  به حفاطت و اطلاعات زندان برده شدند . آنها توسط نبی الله فرج نژاد تهدید به قتل شدند.نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات خطاب به آنها گفت: شما را می فرستم به بند 1 و دستور میدهم که با چاقو شماها را تک ،تک کنند ابتدا حامد را خواهیم کشت تا بدانید که ما جدی هستیم و خطاب به آقای بایمانی سپس تو را همین بلا  رابر سرت خواهیم آورد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 17:7  توسط   | 

روز يكشنبه 8 شهريور ماه  نزدیک به 120 نفر از خانواده بازداشت شده ها در داخل و بخصوص مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند .هر روز عده زيادي از خانواده هاي بازداشت شده ها از صبح همزمان با شروع ساعت كاري تا پايان وقت اداري در مقابل دادگاه انقلاب به انتظار اعلام كفالت و يا وثيقه براي عزيزانشان با نگراني منتظر می مانند.

 دادگاه انقلاب نيز براي تحت فشارهای روحی قرار دادند  خانواده ها هر از چند روزي تعداد اندكي اسم رابه عنوان آزادي با گذاشتن كفالت و وثيقه اعلام مي كند. 

 اكثر خانواده ها از يك طرف نگران وضعيت جسمي و روحي عزيزانشان هستند و از طرف ديگر نگران چگونگي تهيه كفالت و وثيقه هاي سنگين هستند.امروز به تعدادي از خانواده ها از طرف دادگاه انقلاب اعلام شده كه تا آخر هفته تعداد زيادي از بازداشت شده ها آزاد مي شوند كه بيشتر خانواده ها در مقابل درب دادگاه انقلاب فرياد زدند كه باز هم دروغ، گفته بوديد تا قبل از ماه رمضان آزاد مي شوند و امروز مي گوييد تا آخر هفته اين هم يك وعدۀ  فریبکارانه ديگری براي تحت فشار روحی  قرار دادن  خانواده هاست .آنقدر از شما دروغ شنيده ايم كه اگر راست هم بگوييد باور نخواهیم کرد.

 تعدادي از بازداشت شده ها كه متاهل هستند و همسرانشان خانه دار و تنها منبع درآمدشان از طريق همسرشان بوده در اين مدت با مشكلات اقتصادي بسياري روبه رو شده اند به طوريكه به گفته همسرانشان براي اجاره مسكن و حتي برای امور معیشتی خود دچار مشکل هستند و ناچارا با کمک گرفتن  از خانواده هايشان میتوانند بخشی از مشکلات معیشتی خود را حل کنند. 

 همزمان در مقابل درب دژباني  زندان اوين هم حدود 30 نفر از خانواده ها حضور داشتند و همچنان خواهان ملاقات و آزادي عزيزان خود هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 15:6  توسط   | 

مردم تهران از ساعت 22:00 بر پشت بام منازل ،در کوچه ها و خیابانهای فرعی قرار گرفتند و  با  بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتوراعتراضات خود را آغاز کردند و  خشم خود را نسبت به سرکوبگران تحت امر ولی فقیه نشان دادند.

در اکثر مناطق صدای اعتراضات شبانه مردم تهران به گوش می رسید که بعضی از این مناطق عبارتند از : جمشيديه ، تجريش ، صادقيه ، آزادي ،‌تهران پارس ، شمس آباد ، ونك ، مطهري ،‌سعادت آباد ، جنت آباد ،‌ميرداماد ، توحيد و  سيدخندان می باشند.

اعتراضات شبانه مردم در مناطقی مانند تجریش و جمشیدیه با شدت بیشتری همراه بود.این اعتراضات تا ساعت 22:30 ادامه یافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 0:50  توسط   | 

امروز شنبه 7 شهريور ماه  حدود 100 نفر از خانواده هاي بازداشت شده ها در مقابل دادگاه انقلاب تجمع كردند و خواستار مشخص شدن وضعيت عزيزانشان و آزادي هر چه سريعتر آنها شدند .بيشتر خانواده ها  بيش از 70 روز است كه مسير دادگاه انقلاب ، اوين ،‌دادستاني ، قوه قضاييه را با شنيدن وعده و وعيدهاي دروغين از طرف مسئولان طي مي كنند امروز شدت اعتراضات خانواده ها در دادگاه انقلاب بيشتر از روزهاي قبل بود و بنا به گفته آنها  صبرشان لبریز شده است . خانواده ها به ادامه بازداشت بدون دليل عزيزانشان ، عدم داشتن وكيل در دادگاه ، عدم پاسخگويي قاضي حداد به خانواده و اينکه چرا به آنها اجازه نمي دهند به دفتر قاضي پرونده بروند معترض هستند .براي دست به سر كردن خانواده ها تا كنون چندين بار از  دفتر حداد به خانواده ها گفته شده يك نماينده از بين خودتان انتخاب كنيد  نامه بنويسيد و در خواست تان را اعلام كنيم ما رسيدگي مي كنيم و در فلان روز نماينده بيايد تا جواب را به او بگوييم كه تا به امروز به نماينده خانواده ها نه تنها اجازه رفتن به دفتر حداد داده نشده است حتي تلفني هم پاسخگوي آنها نيستند

 

روز به روز نگراني خانواده ها در مورد سلامتي عزيزانشان بيشتر مي شود چرا كه هنوز نتوانسته اند آنها را ملاقات كنند تنها در اين مدت توانسته اند صداي آنها را تلفني و آنهم به مدت 3-2 دقيقه بشنوند. و با توجه به اينكه ماه رمضان است و مجبور به گرفتن روزه در شرايط زندان با وضعيت جسمي نه چندان مساعدي هستند نگراني خانواده ها بيشتر شده و در بين صحبت هايشان خامنه اي و احمدي نژاد را  لعن و نفرين می کنند و آرزوی سرنگون شدن آنها را می کنند

 در مقابل زندان اوين هم حدود 60 نفر از خانواده ها تجمع كردند و خواهان آزادي عزيزانشان و رسيدگي هر چه سريعتر به وضعيت آنها بودند ماموران جلو درب زندان اوين با ديدن خانواده ها به آنها مي گفتند از بس كه به اينجا مي آييد ما خسته شديم خودتان خسته نشديد اينها هر وقت بخواهند بازداشت شده ها را آزاد مي كنند شما هم هيچ كاري نمي توانيد بكنيد رفتن و آمدن شما هيچ مشكلي را حل نمي كند برويد خانه هايتان كنار تلفن بنشينيد موقع آزاد شدن به شما خبر مي دهند.در جواب خانواده ها مي گفتند تا تمامي آنها آزاد نشوند آرام نخواهیم گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 16:23  توسط   | 

دانشجوی زندانی حسن ترلانی 22 ساله روز یکشنبه 25 مردادماه  برای چندمین بار به دادگاه انقلاب برده شد و در شعبۀ 22 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام محسنی مورد محاکمه قرار گرفت. و روز سه شنبه3 شعریور ماه  به خانواده و وکیلش خانم نسرین ستوده اعلام شد که به 10 سال زندان و تبعید به زندان مرکزی  کرمان محکوم شده است.

زندانی سیاسی حسن ترلانی  روز یکشنبه 14 تیر ماه که به شعبه 22 دادگاه انقلاب برده شده بود.اتهامات نسبت داده شده (محاربه، اقدام علیه امنیت،تبلیغ علیه نظام و اتهامات دیگر) را رد کرده بود و آنها را ساختگی و فاقد هرگونه وجهۀ قانونی دانسته. محسنی رئیس شعبۀ 22 دادگاه انقلاب  خطاب به دانشجوی در بند اظهار داشت که از وزارت اطلاعات در این باره  استعلام خواهد خواست.

دانشجوی اسیر مجددا روز یکشنبه 25 مرداد به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب برده شد و علاوه بر اتهامات قبلی اتهامات جدیدی به او نسبت داده شد که عبارتند از :داشتن عکس مادر و برادرش که در قرارگاه اشرف بسر می برند، داشتن ارتباط با نهضت آزادی، صرف شام در منزل دکتر محمد ملکی،نگهداری عکسهای آقای مسعود رجوی و خانم مریم رجوی در منزل،داشتن ارتباط ایمیلی با سازمان مجاهدین خلق ایران و اتهامات متناقض و متعدد دیگری .محکومیت سنگین و غیر انسانی این زندانی سیاسی باعث حیرت و شگفتی وکیل وی شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 17:49  توسط   | 

دانشجوی زندانی مهسا نادری 19 ساله دانشجوی رشتۀ اقتصاد دانشگاه مفید شهرستان قم،از نارحتی شدید کلیه و عفونت مثانه رنج می برد.او مدتها است که از درد شدید رنج می برد و هنگامی که خانم سحابی برای مدتی هم سلول وی شده بود ناراحتی وی به حدی شدید بود که از درد شبانه روز به خود می پیچید.زمانی که خانم سحابی از پاسداربند زن می خواهد که که او را به بهداری زندان منتقل کنند . پاسداربند زن به خانم سحابی می گویید:« آوردیم اینجا بمیره ،تا یک نفر از جمعیت زندان کم بشه» همچنین امکان استفاده از سرویسهای بهداشتی را تا حد زیادی از وی   دریغ کرده اند،تا آنجائی که او ناچار می شود مدتی را در اعتصاب غذای خشک بسر ببرد. علاوه بر این از دادن مایعات به اندازه کافی  به زندانی خوداری می کنند و حتی وقتی خواستار خرید مایعات از فروشگاه زندان می شوند به آن ترتیب اثر داده نمی شود. این در صورتی که نوشیدن مایعات و استفاده از سرویسهای بهداشتی از ضرورتهای اولیه برای کسانی که ناراحتی کلیه و عفونتهای مثانه ای دارند می باشد.

از طرفی دیگر در حال حاضر 2 تن از دختران هموطن مسیحی هم سلول وی هستند. سعید شیخان سربازجوی وزارت اطلاعات هنگام بازجوئی از هموطنان مسیحی برای تحقیر کردن خانم نادری او را بچه منافق صدا می کند و هر بار از آنها سئوال  می کند که این بچه منافق هنوز مسیحی نشده است؟

سلول انفرادی خانم نادری که برای 1 زندانی می باشد 2 الی 3 زندانی در آن جای داده اند . این سلولها فاقد سیستم تهویه و سیستم خنک کننده هستند و در اثر ازدحام زیاد ،گرما و عدم  تهویه مناسب زندانیان دچار سر درد،حالت تهوع مفرط هستند.در این سلول نفرات آن دائم تغییر می کند و برای تحت فشار روحی قرار دادن دانشجوی اسیر معمولا کسانی را که در آستانه آزاد شدند هستند به این سلول آورده می شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 15:40  توسط   | 

مردم تهران همانند شبهای گذشته از ساعت 22:00  بر بام منازل از پنجره ها،در کوچه ها و خیابانها فرعی قرار گرفتند و با سر دادن بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور اعتراضات خود را علیه ولی فقیه ادامه دادند.

اعتراضات شبانه مردم در اکثر مناطق تهران ادامه یافت که از جملۀ آنها مناطقی مانند؛ جمشيديه ، سيدخندان ، ميرداماد ،‌ولنجك ،‌صادقيه ،‌ونك ،‌فاطمي ، تخت طاووس ،‌آزادي ، سعادت آباد ،‌شهرك غرب ،‌جمهوري بود

شدت اعتراضات در ونك و جمشيديه بيشتر از ديگر مناطق تهران بود. این اعتراضات لاینقطع  تا ساعت 22:30 ادامه یافت.

نیروهای سرکوبگر بسیج و لباس شخصیها در بعضی از مناطق قبل از شروع اعتراضات شبانه سوار بر موتورهای خود و بصورت گله ای حرکت می کردند وسعی در ایجاد رعب و وحشت داشتند که بعضا جوانان شعار دهنده با پرتاب سنگ و شیشه بسوی آنها ، آنها را از آن منطقه فراری می دادند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 1:11  توسط   | 

روز چهارشنبه 4 شهريور ماه  يك روز بعد از برگزاري دادگاه فرمایشی بيش از150 نفر از خانواده ها از 09:00 صبح در داخل و به خصوص مقابل دادگاه انقلاب تجمع اعتراضی بر پا كردند و خواهان روشن شدن هر چه سريعتر وضعيت عزيزان خود و آزادي آنها بودند.اعتراض اكثر خانواده ها به بي اعتنايي و عدم پاسخگويي صادقانه مسئولين دادگاه انقلاب ،‌دادستاني و ‌قوه قضاييه  به وضعيت پرونده عزيزانشان و اينكه آنها به چه جرم نكرده اي در دادگاه بدون داشتن حق وكيل و قضاوت عادلانه محاكمه مي شوند بود و خواهان پايان دادن به دادگاه فرمايشي وآزادي عزيزانشان بودند.

امروز براي تعداد كمي از بازداشت شده ها قرار كفالت و وثيقه اعلام شد .اما همچنان تعداد زيادي از آنها بلاتكليف و برخي حتي با گذاشتن كفالت و وثيقه بدون دليل  در بازداشت هستند و خانواده هايشان هر روز مسير  بين دادگاه انقلاب و دادستاني و زندان اوين را به اميد آزادي هر چه سريعتر آنها طي مي كنند و به دليل عدم پاسخگويي مسئولان همچنان سرگردان هستند.

امروز هر چه خانواده ها با دفتر حداد ، حيدري فر و صلواتي تماس مي گرفتند با وجود حضور داشتن منشي دفتر اما هيچ كس به تلفن خانواده ها جواب نمي داد  خانواده ها نيز كوتاه نمي آمدند و بالاخره بعد از ساعتها تماس تلفني وقتي منشي دفتر هر كدام از انها جواب تلفن را مي دادند تنها مي گفتند برويد خانه حضور شما هيچ مشكلي را حل نمي كند بدتر خود را خسته مي كنيد ما خودمان به شما خبر مي دهيم كه خانواده ها با عصبانيت مي گفتند شما به ما بگوييد تا چند روز بايد در خانه بنشينيم و سكوت كنيم .هر چه گفتيد ساكت باشيد تا فرزندانمان زودتر آزاد شوند بس است تا تكليف آنها مشخص نشود ما همچنان مي آييم.

اگر چه در اين مدت به خانواده ها فشار روحي و جسمي شديدي وارد شده اما همچنان ثابت قدم تا آزادي تمامي بازداشت شده ها ايستاده اند و مي گويند در اين مدت توهين و تحقيرهاي زيادي نه تنها از طرف مسئولين دادگاه انقلاب و  زندان اوين حتي مامورین هم شنيده ايم و  اگر فكر كرده اند با اين كارها مي توانند ما را مایوس وخانه نشين و عزيزانمان را همچنان با بازداشت و برگزاري دادگاههاي مسخره آزار دهند  كور خوانده اند.

    

 از زمان دستگيري بازداشت شده ها معمولا هر روز يك نفر از اعضاء خانواده آنها به زندان اوين و يك نفر به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند.امروز نيز حدود 50 نفر از خانواده ها در مقابل درب دژباني زندان اوين تجمع كردند و خواهان ملاقات و آزادي عزيزان خود بودند كه مامورین زندان مانع ايستادن آنها در مقابل درب دژباني مي شدند و با برخورد غیر انسانی  خانواده ها آنها را به زير پل مي كشاندند و خانواده ها نيز اعتراض مي كردند كه اينجا زمين خداست حق نداريد ما را بيرون كنيد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 14:49  توسط   | 

خانواده های دستگیر شدگان اعتراضات اخیر حوالی ساعت  00 :09 صبح شروع به تجمع نمودند و تا ساعت 10:30 تعداد آنها به بیش از 160 نفر می رسید.خانواده ها در مقابل درب دادگاه فرمایشی تجمع اعتراضی خود را برپا کردند.. تا لحظه انتشار این خبر خانواده ها همچنان در مقابل دادگاه فرمایشی در حال برگزاری  تجمعات اعتراضی خود هستند و علیرغم تهدیدات و فشارهای نیروهای سرکوبگر برای متفرق کردن آنها تا به حال بی نتیجه بوده و همچنان به اعتراضات خود ادامه میدهند.

همچنین از صبح امروز تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر در مقابل دادگاه فرمایشی در خیابان داور ،خیابان خیام و میدان 15 خرداد و خیابانهای اطراف حضور دارند . و در مواردی خانواده های دستگیر شدگان را مورد اذیت وآزار قرار می دهند تا شاید بتوانند آنها را متفرق نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 12:1  توسط   | 

روز دوشنبه 2 شهريور ماه بيش از 150 نفر از خانواده هاي بازداشت ها در داخل و بيرون سالن ملاقات زندان اوين تجمع كردند  تمامي خانواده ها  به دليل شنيدن خبر جنايت هاي رژيم ودفن تعداد زيادي از افراد بي نام و نشان در بهشت زهرا به شدت نگران بودند و خواهان ملاقات با عزيزان خود بودند.

 از ساعت 08:00 صبح پدران و مادران زيادي با داشتن روزه در گرما به اميد ملاقات با عزيزانشان خود را به سالن ملاقات زندان اوين رسانده وبرخي از پدران و مادران در حاليكه دستشان به خاطر فشارها و نگراني هايي  كه در اين مدت متحمل شده اند مي لرزيد  فرم ملاقات را پر مي كردند و به يكديگر مي گفتند اگر به شما ملاقات دادند در مورد فرزند ما از آنها بپرسيد كه آيا فرزند ما را در زندان ديده ،‌حالشان خوب است يا نه .

كارمندان اين واحد زندان از ساعت 09:00 صبح كارت هاي ملاقات را بررسي می كردند. باز هم به اكثر خانواده ها ملاقات داده نشد كه صداي اعتراض خانواده هابه خصوص آنهايي  كه عزيزانشان  قبلا از زندان  تماس مي گرفتند و اكنون  حدود دو هفته است كه هيچ گونه تماسي نگرفته اند و نگران بودند كه نكند بلايي بر سر عزيزانشان آورده باشند  بالا رفت كه شما چگونه مسلماني هستيد؟ بيش از دو ماه است از وضعيت عزيزانمان خبر نداريم زنده اند ،‌مرده اند چه بلايي سرشان آورديد؟ كه كارمندان زندان براي آرام كردن آنها مي گفتند تا دادگاه آنها به طور كامل تمام نشود ملاقات نداريد كه باز هم صداي اعتراض خانواده ها بالا مي رفت كه كدام دادگاه ؟ دادگاه هاي مسخره و نمايشي كه فرزندان ما را به دليل بي گناهي محاكمه مي كنند .  كارمندان سالن ملاقات كه در جواب دادن به خانواده ها مي ماندند مي گفتند ما هيچ كاره هستيم برويد دادستاني پيش  مرتضوي يا سالاركيا تا به شما اجازه ملاقات دهند.كه خانواده ها در جواب مي گفتند خدا لعنت كند مرتضوي و خامنه اي و همه دارو دسته آنها را.

 تعدادي از خانواده ها نيز بعد از شنيدن نداشتن ملاقات به سمت دادگاه انقلاب مي رفتند .امروز هم در حدود 60 نفر از خانواده ها در مقابل دادگاه انقلاب به انتظار خبري از عزيزانشان تجمع كردند تعدادي از خانواده ها نيز با وجود گذاشتن كفالت و وثيقه براي عزيزانشان اما همچنان نگران از وضعيت زنده بودن و سلامتي عزيزانشان منتظر آزادي آنها بودند كه با خشم و عصبانيت وارد دادگاه انقلاب مي شدند و هر چه با دفتر حداد تماس مي گرفتند هيچ كس جوابگوي آنها نبود و به همديگر مي گفتند با هزار جور بدبختي و مصيبت سند تهيه كرديم  عزيزانمان در زندان چشم به انتظار آزادي هستند چقدر پست هستند كه با وجود تهيه كفالت و وثيقه باز هم دست از سر آنها برنمي دارند 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 16:34  توسط   |