تبليغاتX
فعالین حقوق بشر و دمکراسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی

آقای امیر حسین حشمت ساران روز چهار شنبه از ساعت 09:00 تا ساعت 13:00 به بند 8 زندان گوهردشت که تحت کنترل بازجویان وزارت اطلاعات است برده شد و به مدت 4 ساعت مورد بازجویی قرار دادند.او را با چشم بند به یکی از سلولهای انفرادی این بند برده شد و توسط 2 بازجو با برخوردی وحشیانه او را  مورد تهدید و اهانت وتحقیر قرار دادند. این 2 شکنجه گر (بازجو) در بدو دستگیر 5 سال پیش آقای ساران را مورد شکنجه های جسمی و روحی قرار داده بودند. یکی از بازجویان با داد و فریاد جنون آمیز خود خطاب به آقای ساران گفت: چه مرکته؟ چرا به بیانیه دادن ادامه میدهی؟حالا چه مرکته؟اگر ساکت نشی،زنت را می گیریم! پسرت را هم می گیریم! اگر این کار را بکنی ما بر علیه تو اعلام جرم می کنیم به تو حکم 2،3 سال میدهیم حتی حکم ابد بهت می دهیم.چرا با پرچم شیر و خورشید نشان عکس گرفتی؟ بازجو همچنین آقای ساران را تحت فشار قرار داده بود و از او میخواست که علیه سخنگوی برون مرزی جمعی از زندانیان سیاسی آقای مهندس صادق نقاشکار که سخنگوی آقای ساران می باشد اطلاعیه بدهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 14:19  توسط   | 

گارد ویژه زندان گوهردشت یورش وحشیانه خود را  در حدود ساعت 10:00 صبح روز سه شنبه 28 آبان ماه آغاز کرد و تا ساعت 11:00 ادامه داشت.گارد ویژه که به فرماندهی شخصی به نام آقایی بود با توهین و بد رفتاری قصد داشت که زندانیان سیاسی را از سلول خود خارج نمایید و به محوطه زندان منتقل کند که با اعتراض و مقاومت زندانیان سیاسی روبرو گردید و نسبت به رفتار وحشیانه و غیر انسانی آنها اعتراض نمودند .گارد ویژه به طرز وحشیانه ای به زندانیان سیاسی حمله ور شد .آنها حداقل وسائل زندانی سیاسی را در سلول پخش نمودند و دست به تخریب آنها زدند.

طرح یورش به سلولهای زندانیان سیاسی که برای  برای سرکوب وحشیانه  ومرعوب کردند آنها توسط وزارت اطلاعات برنامه ریزی شده بود و توسط علی محمدی معاون زندان که در گذشته از دستور دهندگان حملات خونین به سلولهای زندانیان سیاسی بود، صادر شده بود. این یورش با نظارت رئیس بند آخرین صورت گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 10:1  توسط   | 

روز یکشنبه 26 آبان ماه زندانیان سیاسی بند 350 توسط بزرگ نیا فراخوانده شدند.او با برخوردی وحشیانه شروع به تهدید زندانیان سیاسی نمود .بزرگ نیا در ابتدای تهدیات خود گفت: فکر نکنید که کاری را که ما بخواهیم انجام بدهیم کسی جلودار ما خواهد بود ،حقوق بشری که فکر می کنید حامی شماست، هیچ کاری برای شما نمی تواند انجام دهد، کما اینکه در رابطه با مسئله اخیر هم دیدید(بنابه اعتقاد زندانیان سیاسی اشاره او به قتل عبدالرضا رجبی که اخیرا در زندان روی داده است).بزرگ نیا ادامه داد و گفت : به ما دستور داده شده که هر آنچه که ما می گوییم باید انجام گیرددر صورتی که انجام نگیرد.ما ابتدا ملاقاتهای حضوری شما را قطع خواهیم کرد و در مرحلۀ دوم شماها را به نقاط مختلف تبعید خواهیم کرد.خواسته های که بزرگ نیا و یا بنابه گفته وی دستوراتی را که به او داده شده است.زندانیان سیاسی را در مجالسی به ظاهر مذهبی که در روزهای اخیر ترتیب داده شده وادر به شرکت کنند.هدف از تشکیل این مجالس برای شکنجه روحی و توهین نسبت به باورهای زندانیان سیاسی  بکار برده می شود.بزرگ نیا همچنین زندانیان سیاسی را ازصبح زود وادر به خروج از سلولهای خود می کند و آنها را در سرمای زیاد  محوطه زندان چندین ساعت  نگه می دارد. این در حالی است که اکثر زندانیان سیاسی در اثر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعت دچار ناراحتیهای متعدد جسمی هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 9:50  توسط   | 

آقای نادری  دچار ناراحتی حاد ریوی است.از زمان دستگیری تا به حال او را در سلولی قرار داده اند که چندین برابر ظرفیتش زندانی در آن جای داده شده.در این سلول دود سیگار و مواد مخدر و همچنین نبود سیستم تحویه باعث گردیده که شرایط تنفسی او را حاد کند و بیماری ریوی  وی را  تشدید نماید. او تا به حال چندین بار در اثر این شرایط غیر انسانی حاکم بر سلول در شرایط وخیم جسمی، به بهداری منتقل شده .  از طرفی دیگر سیستم گرمایی زندان خاموش می باشد و سرما ی زیادی و نبود پوشش کافی در شدت یافتن بیماری وی تاثیر زیادی داشته است.علیرغ اینکه زندانبانان از شرایط جسمی ایشان مطلع هستند و بارها این مسئله را یادآوری نموده اند ولی رئیس بند در جواب او می گویید:ما شماها را به اینجا آوردیم که سالم برنگردید و عبرتی برای دیگران باشید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 13:47  توسط   | 

آقای منصور رادپور دچار ناراحتی کلیوی حاد است و در روزهای اخیر از دردهای شدید کلیوی سخت در عذاب است ،او همچنین از ناراحتی معده رنج می برد و علاوه بر آن در اثر شکنجه هایی که به وی وارد شده  2 دندۀ قفسه سینه او دچار شکستگی شده و کتف او به طور جدی آسیب دیده است .شدت ناراحتی او به حدی بود که او را به بهداری زندان منتقل نموده اند ولی به او گفته شده که امکان درمان وی در بهداری زندان وجود ندارد و او می بایست به یکی از بیمارستانهای خارج زندان برای درمان منتقل شود، علی حاج کاظم رئیس زندان و علی محمدی معاون زندان از انتقال وی به بیمارستان خوداری می کنند.

علی محمدی معاون زندان که در نظارت بر حملات خونین علیه زندانیان سیاسی،ازدستور دهندگان انتقال زندانیان سیاسی به بند1 معروف به شکنجه گاه ،دستور بکار بردن نوع شکنجه موثر علیه زندانی سیاسی که در سلولهای انفرادی زندانی هستند ، قرار دادن زندانیان سیاسی در سالنهای که زندانیان عادی خطرناک دچار ناراحتی روحی شدید هستند ، تشکیل باندهای تبهکار در بندهای برای سرکوب زندانیانی که نسبت به شرایط  غیر انسانی حاکم بر بند معترض هستند ، وارد کردن مواد مخدر و در اختیار باندهای تبهکار گذاشتن برای  فروش به زندانیان، اخاذی از زندانیان و موارد متعدد دیگر
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 16:10  توسط   | 

فرهاد حاج میرزائی نزدیک به 10 ماه است که در بند 209 زندان اوین در بلاتکلیفی بسر می برد.و هنوز آثار شکنجه بر بدن او عیان است.شرایط او و سایر زندانیان در این بند طاقت فرسا و غیر انسانی است. برای هر چه بیشتر تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی علاوه بر شکنجه های مختلف از عوامل طبیعی مانند سرما را بر علیه زندانیان سیاسی  بکار می برند. بازجویان وزارت اطلاعات  با خاموش کردن وسائل گرمایی ،و به حداقل رساندن وسائل پوششی و تحویل نگرفتن لباسهای گرم از خانواده ها فشارها را علیه زندانیان سیاسی بیشتر نموده اند.

اخیرا به فرهاد حاج میرزائی و خانواده وی اطلاع داده شده که پرونده او به شعبۀ 15 دادگاه انقلاب، که فردی بنام صلواتی رئیس آن است  ارسال گردیده و دادگاه وی روز 15 اسفند ماه برگزار خواهد شد. خانواده آقای حاج میرزائی پس از طی کردن صدها کیلومتر مسافت راه  در روزهای  اخیر به صلواتی رئیس  شعبه 15 دادگاه انقلاب مراجعه کردند. وقتی که به این شعبه مراجعه نمودند با برخوردهای توهین آمیز و تحقیر آمیز او مواجه شدند .و  وقتی که با سئوال پدر آقای حاج میرزائی که چرا فرزندش نزدیک به 10 ماه در بند 209 زندان اوین بسر می برد؟ مگر فرزند من چکار کرده که اینگونه تحت شکنجه های وحشیانه قرار گرفته ؟ که با برخورد غیر انسانی صلواتی مواجه گردید. و او را با داد و فریاد از اتاق خود بیرون نمود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 9:39  توسط   | 

بنابه گزارشات رسیده از بند 3 زندان مرکزی اصفهان ،یک زندانی روز یکشنبه 19 آبان ماه جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی انتقال یافت.

زندانی که روز یکشنبه 19 آبان ماه به سلولهای انفرادی انتقال یافت آقای امیر حسین جعفری 28 ساله می باشد. این زندانی بیش از 4 سال پیش دستگیر گردید و از آن تاریخ تا به حال در زندان مرکزی اصفهان بسر می برد. او به اتهام قتل محکوم به مرک شده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 21:10  توسط   | 

خانم نبوی روز چهار شنبه اول آبان ماه در دادگاه انقلاب شهر ری مورد محاکمه قرار گرفت و روز دوشنبه 6 آبان ماه از سلولهای انفرادی بنده 209  به دادگاه انقلاب شهر ری برده شدند و به اتهام قصد شرکت داشتن در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 1367 به یک سال زندان محکوم شدند.خانواده خانم نبوی نسبت به این حکم سنگین و غیر انسانی در دادگاه تجدید نظر اعتراض نمودند ولی با شگفتی فراوان و در عرض چند روز در شعبه 36 دادگاه انقلاب تهران حکم یک سال او تایید گردید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 14:17  توسط   | 

دانشجوی زندانی هود یازرلو همراه با مادر ایشان روز چهارشنبه 15 آبان ماه به دادگاه انقلاب فراخوانده شدند. دادگاه خانم یازرلو و فرزند در بندش در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط فردی بنام صلواتی رئیس این شعبه مورد محاکمه قرار گرفتند. دادگاه آنها  از ساعت 10:00 صبح آغاز گردید و تا ساعت 11:30 ادامه داشت. آنها بر مبنی ماده 186 که به عنوان محارب مورد محاکمه قرار گرفتند. بر مبنی این بند صلواتی دست باز دارد که آنها را تا اعدام محکوم کند.  آقای هود یازرلو به عنوان متهم ردیف اول مورد محاکمه قرار گرفت این در حالی است که او به صرف همراهی کردن مادرش و برای دیدن خاله اش که او را هرگزندیده بودند به قرارگاه اشرف رفته بود. اتهاماتی که به خانم یازرلو و فرزندش نسبت داده شده عبارتند از: عبور غیر قانونی از مرز/رفتن به قرارگاه اشرف در عراق/داشتن ارتباط و هواداری از سازمان مجاهدین خلق.

صلواتی خانم یازرلو و فرزندش را وادر کرد که آنها دفاعیات خود را کتبی به دادگاه بدهند آنها در مورد دفاعیات خود حق مشورت کردن با وکیل و یا همدیگر را نداشتند. گرفتن دفاعیات کتبی به نظر می آیید که برای اولین بار در مورد این خانواده بکار برده شده است. آنها در دفاعیات خود به اتهامات نسبت داده شده که ناچار بودند بصورت کتبی ارائه بدهند اعلام کردند که به صورت قانونی از مرز خارج شده اند و در مرز هنگام خروج هویت آنها چک گردید و به آنها اجازه خروج داده شد.در ادامه دفاعیات خود اعلام کردند که بیش از 2 دهه موفق به دیدن خواهر خود نشده بودند و هدف از مسافرت، دیدار با خواهر خود بوده


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 9:50  توسط   | 

روز چهار شنبه 15 آبان ماه زندانبانان به سلولهای زندانیان سیاسی یورش بردند این یورش وحشیانه که از ساعت 10 صبح آغاز شد و تا ساعت 12:00 ادامه داشت ، زندانبانان ،زندانیان سیاسی را مورد اهانت و تهدید و بدرفتاری قرار دادند، و حداقل امکانات موجود در سلولها زندانیان سیاسی که توسط خانواده هایشان و یا از فروشگاه زندان با هزینه های زیاد تهیه کرده بودند مورد تخریب و باقیمانده را با خود بردند. زندانبانان همچنین چراغهای این بند را جمع آوری کردند و با خود بردند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 10:10  توسط   | 

در پی برگزاری مراسم گرامیداشت عبدالرضا رجبی جانباخته راه آزادی در بند 350 توسط زندانیان سیاسی این بند تهدیدات و فشارها علیه آنها  شدت یافته است. از جمله تهدیداتی که علیه زندانیان سیاسی صورت گرفته تهدید به انتقال آنها به بند 209 .که روز سه شنبه 14 آبان ماه آقای محمد حسن فلاحیه زاده را در راستای این تهدیدات به بند 209 منتقل نمودند. همچنین در روزهای اخیر  زندانیان سیاسی را صبح زود وادار می کنند که از سلولهای خود خارج شودند و ساعتها در محیط باز و سرمای نگه می دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 9:50  توسط   | 

فرزند من امیر حسین حشمت ساران دبیر کل جبهۀ اتحاد ملی ایران که در حال حاضر در  زندان رجائی شهر محبوس و به 16 سال زندان محکوم شده ام و ممنوع المرخصی می باشم به جهت فقر ناچار شده، طی ادامه تحصیل اقدام به اشتغال و کاری در جهت تامین معاش خانواده نماید که در این رابطه به هر کجا مراجعه نموده حکومت عدالت محور ملایان به زعامت آقای خامنه ای از وی طلب پایان خدمت یا کفالت نموده، که بابک در این راستای یعنی گرفتن کفالت نامه به حوزه نظام وظیفه شهریار خدمت آقای شفیعی معاون حوزه مراجعه کرده که آقای شفیعی استعلام نامه ای را برای تایید محبوس بودن اینجانب به آخوند حجت اسلام جدایی دادستان شهریار ارسال کرده ولی در این رابطه با همان عدالت محوری و حکومت عدل علی آقای جدایی جواب نامه را نداده که هیچ، فرزندم را بطور تحقیر آمیزی از اطاق خود بیرون انداخته
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 16:52  توسط   | 

زندانیان مراسم گرامی داشت را از ساعت 18:00 آغاز کردند .یکی از زندانیان سیاسی با شیوه ای خاص پی ژر بند 3 زندان مرکزی اصفهان را در دست گرفت و با قرائت متنی که از قبل آمده کرده بود و با  این جمله آغاز می شد « به کدامین گناه کشته شدی »و در ادامه متن شیوه به قتل رساندن این زندانی به صورت بسیار کوتاهی خوانده شد و از سایر زندانیان خواست که در مراسمی که در سلول زندانی سیاسی محمد نیکبخت برگزار است شرکت کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 9:47  توسط   | 

آقای حبیب باقریان در حدود 3 سال پیش دستگیر و به زندان اصفهان انتقال یافت.حکم اعدام او اخیرا تایید شده است.و انتقال او به سلولهای انفرادی باعث نگرانی سایر زندانیان شده است.

او روز جمعه 10 آبان ماه به ضن  اینکه قصد فرار از زندان را دارد به سلولهای انفرادی واحد 2 این زندان انتقال یافت.او توسط مامورین حفاظت و اطلاعات زندان به شدت در سلولهای انفرادی مورد شکنجه قرار داشت که در اثر این شکنجه ها از ناحیه سر آسیب جدی دیده است و دچار خونریزی شده،ولی آنها تا به حال از انتقال به بهداری و تحت درمان قرار داد وی خوداری می کنند .شدت شکنجه آقای باقریان به حدی بود که در طی ساعات شب صدای ناله ها و زجه های او در بند شنیده می شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 10:9  توسط   | 

مراسم خاکسپاری جانباخته راه آزادی که از ساعت 07:30  صبح آغاز گردید تا ساعت 12:00 ظهر ادامه داشت. در این مراسم مردم کرمانشاه با شنیدن خبر آوردن پیکر آقای رجبی گروه گروه روانه محل مراسم  می شدند و به این مراسم می پیوستند. و یکی از دلائل  طولانی شدن مراسم حضور انبوه مردم این شهر و شهرهای اطراف در این مراسم بود.

در طی مراسم حاضرین با شنیدن آه و ناله های مادر و سایر اعضای خانواده آقای رجبی اقدام به دادن شعارهایی علیه جنایتهای این رژیم نمودند و از جنایتهای که در حق زندانیان سیاسی روا داشته می شود ابراز انزجار کردند. فضای حاکم بر این مراسم بسیار عاطفی بود و خشم و نفرت زیادی در حاضرین ایجاد کرده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:33  توسط   | 

هنگامی که  آقای ساران در اغما فرو رفته بود  همبندیان آقای ساران به اغما فرو رفتن او را به زندانبانان گزارش نمودند ولی آخریان رئیس بند هیچگونه اقدامی برای انتقال ایشان به بهداری انجام نداد و سعی در اتلاف وقت را داشت پس از مدتی زندانیان سیاسی نسبت به عدم انتقال ایشان اعتراض نمودند. نهایتا زندانیان سیاسی ناچار شدن که او را بر بدوش خود حمل کنند و به بهداری زندان منتقل کنند .

در بهداری زندان با بی توجهی و تعلل و عدم درمان جدی او مواجه بودند. آقای ساران پس از چند ساعت در اغما مجددا به هوش آمدن او از ناراحتی قلبی رنج می برد و برای دومین بار است که به خاطر ناراحتی قلبی که دارند به اغما فرو می روند . یکی از افرادی که بعنوان پزشک زندان می باشد با برخوردهای غیر انسانی و همانند زندانبانان با آقای ساران برخورد نمود و این در حالی که او لحظاتی بیش نبود که از اغما خارج شده بود.این فرد که فلاح نام دارد خطاب به یکی از زندانیان سیاسی که همراه آقای ساران بود گفت: اگر دفعۀ بعد چنین اتفاقی برای او افتاد دیگر اینجا نیارش . این در حالی که این زندانی دچار ناراحتی قلبی است و نیاز به آن دارد که به دور از استرس و فشارهای روحی مورد معاینه و تحت  درمان قرار گیرد اینگونه با او برخورد می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 14:26  توسط   | 

. آنها عهد کردند که تا رسیدن به آزادی دست از تلاش و کوشش بر نخواهند داشت و اینگونه قتل های نا جوانمرادانه آنهار ا مرعوب نخواهد کرد بلکه عزم آنها را هر چه بیشتر برای رسیدن به آزادی جزم تر خواهد نمودد. در این اثنا زندانیان سلولهای مختلف به سلول زندانیان سیاسی مراجعه می کردند و ضمن ابراز همدردی، خود را در غم آنها شریک می دانستند.زندانیان سیاسی علیرغم امکانات محدودی  که دارند اقدام به پخش مقداری خرما بین سایر زندانیان نمودند. تا ارسال این گزارش مراسم همچنان ادامه دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 16:52  توسط   | 

زندانیان سیاسی مراسم گرامیداشت خود را از ساعت 20:30  آغاز نمودند. آنها با جمع شدن در یکی از سلولهای این بند، شمع ها را برافروختند و هر کدام خاطره ای از زنده یاد عبدالرضا رجبی بیان کردند و اشعاری  به یاد او در این مراسم خوانده شد. همچنین با پخش کردن خرما و حلوا بین زندانیان به مراسم خود ادامه دادند.زندانیان سیاسی سپس به صورت دسته جمعی  اقدام به خواندن سرودهایی نمودند.   زندانیان سیاسی در پایان مراسم با همدیگر عهد پیمان بستند که تا رسیدن به آزادی و دمکراسی دست از تلاش و کوشش خود بر نخواهند داشت و بخصوص در این سالیان کاروان جانباختگان راه آزادی از حرکت خود باز نیاستاده   است . این مراسم تا ساعت 21:30 ادامه داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 20:45  توسط   | 

آقای عبدارضا رجبی روز یکشنبه 5 آبان ماه به قرنطینه زندان اوین منتقل گردید کسانی که در قرنطینه همراه او بودند وضعیت جسمی او را خوب گزارش کرده اند  روز  سه شنبه 7 مهر ماه  باخانواده خود تماس می گیرد و به آنها می گوید که او به قرنطینه زندان گوهردشت منتقل شده است او در این تماس بسیار کوتاه حالش کاملا خوب بوده و هیچ مشکلی نداشته است که در این زمان ماموران همراهش تماس او را با خانواده قطع می کنند و اجازه ادامه تماس را نمی دهند. خانواده رجبی مدتی قبل از آن با او ملاقات داشته و از ضعیت خوب جسمی برخودار بوده .

صبح امروز خانواده رجبی پس از مطلع شدن از این شایعات به زندان مراجعه می کنند که به آنها گفت می شود که امروز تعطیل است و ما نمی توانیم در این بار به شما جوابی بدهیم و شما روز شنبه مراجعه نمایید. آنها به خانه باز می گردند ولی پس از مدت زمانی کوتاه دوباره به زندان مراجعه می کنند . خانواده آقای رجبی به آنها می گویند ما چنین خبری را شنیده ایم و تا روشن نشدن این موضوع از اینجا نخواهیم رفت. پس از مدتی یکی از زندانبانان با لبخند به خانواده آقای رجبی می گوید بله چنین چیزی هست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 16:34  توسط   | 

چندماه پیش در جریان اعلام محکومیت حبس من، یکی از وکلا در گفتگو با صدای دویچه و‌له آلمان گفته بود {نمی‌دانم چرا.... کبودوند این همه بدشانسی می‌آورد. او واقعا بی‌گناه است ولی نه در داخل کشور و نه در روزنامه‌های داخلی هیچ‌گونه نامی از ایشان برده نمیشود... او مورد ظلم واقع شده...} از این وکیل محترم تشکر می‌کنم ولی خود ایشان که در برخی از روزنامه‌های نزدیک به اصلا‌ح‌طلبان حکومتی قلم زنی می‌کند، در جریان دادگاهی حاضر نشده و پس از آن دفاع ننمود و حتی در تهیه دفاعیه نیز هیچ‌گونه کمکی به ما نکرد. اما در مورد تحریم، بایکوت من به عنوان عضوی از جامعه سرکوب شده کرد و فردی مستقل، مواردی بر شرح ذیل قابل ذکر است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 23:43  توسط   | 

اقدامات سرکوبگرانه در دادنشگاه تربیت معلم تهران واحد کرج به نحو بی سابقه ای شدت یافته است،از اول مهرماه و آغاز سال تحصیلی در بعضی از کلاسها دوربین های مدربسته نصب شده است. تلاش مبشری رئیس نهاد رهبری  و حراست دانشگاه که کلاسهای درس در کلاسهای که دوربین های مدار بسته در آن نصب شده تشکیل گردد و دانشجویان را از کلاسهای خود به این کلاسها هدایت می کنند. هدف از نصب این دوربین ها در کلاسهای درس تحت کنترل قرار دادن اساتید و دانشجویان می باشد.این شیوه کنترل باعث اعتراض اساتید و دانشجویان شده است.کلاس شماره 101 از جمله کلاسهایی است که دوربین های مدار بسته در آن نصب شده است و اکثر کلاسهای درس در این کلاس تشکیل میشود . دوربين های مدار بسته در سایر مکانهای  دانشگاه مانند جلوي سلف سرويس،پارك دانشكده علوم كه اصلي ترين مكان استراحت دانشجويان دختر و پسر بعد از كلاسهاست،ورودي دانشكده علوم ،مكان تكثير جزوات و نشريه هاي دانشجويي،بوفه دانشجويي،كليه راهروهاي دانشگاه است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 12:19  توسط   | 

ولی پس از خاتمه یافتن اعتصابات و اعتراضات وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری بازاریان نموده و در حال حاضر تعداد زیادی از آنها در سلولها انفرادی و عمومی  بند 209 زندان اوین زندانی هستند. در بندهای عمومی چندین برابر  ظرفیت سلولها زندانی جا داده شده، و حتی امکانات پوششی سایر زندانیان بند 209 را به نصف تقلیل داده اند.از طرفی دیگر امکانات سرمائی بر روی زندانیان قطع گردیده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 16:21  توسط   | 

فرهنگ پورمنصوری شب گذشته در اثر شکنجه های بخشی که یکی از قاتلین خانم زهرا کاظمی و مرجانی در آستانه مرک قرار گرفت و در اغما فرو رفت. بخشی به برادر او شهرام پور منصوری اطلاع میدهد که بردارش اقدام به خودکشی نموده است و احتمال مرک او می رودو او را بالای سر بردارش می برد.شهرام پورمنصوری هنگامی که در محل قرار دادن برادرش حاضر شد شاهد آثار شکنجه بر بدن برادرش بود و همچنین در اغما فرو رفتن او بود . زندانبانان این زندانی را که در اغما فرو رفته بود بصورت کاملا عریان بر روی زمین قرار داده بودند . تقاضاهای برادرش شهرام برای انتقال او  به بهداری با مخالفت زندانبانان مواجه می گردد. این مسئله باعث اعتراضات  سایر زندانیان می گردد. و پس از چند ساعت  زندانبانان به شهرام می گویند که ما امکان انتقال او را نداریم و خودتان باید او را به بهداری زندان منتقل کنید.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 13:37  توسط   | 

خانم نبوی  16 مهرماه توسط مامورین وزارت اطلاعات در یکی از خیابانهای تهران همراه با دختر 5 سالۀ خود  با شیوه ای وحشیانه و غیر انسانی دستگیر کردند . او را از فرزندش  جدا نمودند و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل کردند. بازجویان وزارت اطلاعات هنگام بازجوئی او را تحت  شکنجه های جسمی و روحی  قرار دادند.

او در طی مدت بازداشت چندین بار به شعبۀ 11 بازپرسی دادگاه انقلاب شهر ری برده شد آنجا او را تحت فشار قرار دادن که اتهامات نسبت داده شده بازجویان وزارت اطلاعات را بپذیرد.

خانم نبوی روز چهارشنبه اول آبان ماه به دادگاه انقلاب شهر ری منتقل شدند و به اتهام اینکه  قصد شرکت در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی  سال 1367 که از برگزاری آن جلوگیری شده بود مورد محاکمه قرار دادند. در حالی که 2 هفته از دستگیری او نمی گذشت ، بدون داشتن وکیل و حق دفاع از خود و ممانعت از شرکت خانواده او در دادگاه به بهانۀ محرمانه بودن دادگاه که یادآور دادگاههای صحرایی نظامی است برگزار شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 9:55  توسط   | 

بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان یک زندانی صبح  روز یکشنبه جهت اجرای حکم اعدام به سلولهای انفرادی منتقل گردید.

زندانی که روز یکشنبه 5 آبان ماه  به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام منتقل گردید آقای غلامرضا سعیدی از بند افاغنه می باشد.غلامرضا سعیدی 20 ساله که 2 سال پیش به اتهام قتل دستگیر شد بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 16:4  توسط   | 

هنوز تمام زندانیان زندانهای ایران بخاطر دارند که مدیر کل زندانهای استان تهران آقای سهراب سلیمانی ،چندی پیش در جایی گفتند : (در وعدۀ غذایی زندانیان در هفته 5 وعده گوشت و 2 وعده تن ماهی به هر یک از زندانیان داده می شود .) این مطلب سر تا پا دروغ را می توانید در روزنامۀ حمایت به تاریخ چهار شنبه 17 شهریور 1387 به شماره 1493 صفحۀ 5 مطالعه فرمایید .در جواب ایشان باید بگویم از اینکه 2 سال پیش هیچکدام از زندانیان تن ماهی دولتی در وعده های غذایی خویش ندیده اند تازه 2 سال پیش هم در هفته یکبار تن ماهی می دادند ، هر قوطی کوچک تن ماهی به 2 نفر تعلق داشت کمی هم بیشتر از این مدت است که مرغ کلاٌ از برنامه غذایی ما زندانیان حذف گردیده است .از سویی احتمالا منظور آقای سهراب سلیمانی از 5 وعده گوشت ،5 وعده سویا بوده است زیرا گوشت نیز همانند دیگر چیزها نایاب گشته تا جای که دیگر در آبگوشت  بجای گوشت سویا می ریزند . آبگوشت با سویا در ذهن خود به تصویر بکشید و ببینید چه ملغمه ای می شود . زندانی به غیر از اینکه لباس ،غذا و در بسیاری موارد پول داروی خویش را خود باید بپردازد،به تازگی زندانیان پول برق و گاز را هم خودشان باید بپردازند پول برق اینگونه است که بابت هر وسیله برقی در هفته باید 500 تومان پرداخت کرد. دقیقاٌ به همین دلیل است که زندانیان به شوخی می گویند این زندانها خصوصی و غیر انتفاعی هستند. مانند داشگاه دولتی و آزاد ما در قسمت آزاد آن بسر می بریم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 12:34  توسط   | 

حال این آقای نوید خدیوی چگونه شخصی است ؟آقای نوید خدیوی با سری کاملا طاس و قدی متوسط  که به گفتۀ خود ،لیسانس مدیریت دارد مدیریت فوق العاده ضعیف دارد و سعی می کند این ضعف مدیریتی را با خشونت و بی ادبی جبران نمایید همین بی ادبی و خشونت های بی جای وی باعث شد در ابتدا لقب کافر به وی دادند ووقتی او را بهتر شناختن لقب قصاب یا قصاب رجائی شهر را به وی دادند .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 10:5  توسط   | 

اسماعیل تیغ زن به در خواست نوید خدیوی معاون حفاظت و اطلاعات زندان گوهردشت از زندان اوین  به این زندان منتقل گردید.نوید خدیوی زمانی  که اسماعیل افتخاری مسئول گروه ضربت کمیته سپاه پاسداران منطقه 12 تهران  در اوایل انقلاب بود، از دستیاران اسمال تیغ زن بود و در تمامی جنایاتی او شرکت داشت. با وساطتهای خدیوی اخیرا به وی مرخصی منجر به آزادی داده شد بود ولی در اثر اعتراضات گسترده و تنفر اجتماعی  از این عمل، ناچار شدند که او را مجددا به زندان بازگردانند. هنگامی که او به زندان بازگردانده شد تعدادی کیسه های مواد مخدر قورت داده بود و قصد داشت آنها را در زندان به فروش برساند که این کیسه ها در معدۀ وی باز شدند و باعث اتتقال  وی به بهداری زندان شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 9:54  توسط   |